«مدرسه روابط عمومی»- عموما در سازمان های بزرگ در بخش های کوچک یا در شهرستان ها، در واحد روابط عمومی، کارشناسان، کارگزاران و رابطین روابط عمومی فعالیت می کنند. این افراد نقش موثری بر اثربخشی و اجرای فعالیت های روابط عمومی بر عهده دارند.
گاهی اهمیت این افراد توسط مدیران سازمان نادیده گرفته می شود. در این ویدئوی آموزشی به وظایف و دانش های مرتبط با این وظایف در سطح اجرایی روابط عمومی پرداخته شده است.
در این آموزش سه نوع اقدام به عنوان وظایف محوری این مسئولان در نظر گرفته شده است که شامل اقدامات مبتنی بر شناخت و آگاهی، اقدامات ارتباطی و اقدامات پشتیبانی را شامل می شود. بنابراین کارشناسان روابط عمومی نیاز به دانش و تخصص های ویژه ای دارند تا بتوانند این وظایف را به خوبی به انجام برسانند و در این ویدئوی آموزشی در پایان به این تخصص ها و دانش ها و مهارت ها پرداخته شده است.
شما را به مشاهده این ویدئوی آموزشی دعوت می کنیم.
«مدرسه روابط عمومی»-خطای هاله ای (Halo Effect) یک سوگیری شناختی است که در آن، برداشت ما از یک ویژگی خاص در شخص، بر قضاوت ما در مورد سایر ویژگیهای آن شخص اثر میگذارد. به عنوان مثال، ممکن است تصور کنیم که فردی با ظاهر جذاب، باهوش و یا خوش اخلاق نیز هست.
در روابط عمومی، خطای هاله ای میتواند تاثیرات منفی متعددی داشته باشد، از جمله:
1. قضاوت نادرست در مورد مخاطبان:
ممکن است بر اساس ظاهر، تیپ شخصیتی، یا پیشینه ی مخاطبان، در مورد نظرات و خواسته های آنها قضاوت نادرستی داشته باشیم.
این امر میتواند منجر به ارائه ی پیام ها و خدماتی شود که با نیازها و خواسته های مخاطبان همخوانی ندارد.
2. ایجاد تبعیض و نابرابری:
ممکن است به طور ناخودآگاه به افراد یا گروه های خاصی، به دلیل ویژگی های ظاهری یا پیشینه ی آنها، توجه و اهمیت بیشتری بدهیم.
این امر میتواند منجر به نادیده گرفته شدن سایر افراد و گروه ها و ایجاد تبعیض و نابرابری شود.
3. خدشه دار شدن اعتماد و اعتبار:
اگر مخاطبان احساس کنند که با آنها به طور عادلانه و منصفانه رفتار نمی شود، اعتماد خود را به سازمان یا برند شما از دست خواهند داد.
این امر میتواند به ضرر شهرت و اعتبار شما تمام شود.
4. عدم شفافیت و انصاف در تصمیم گیری:
ممکن است در انتخاب و استخدام افراد، یا در واگذاری پروژه ها و قراردادها، تحت تاثیر خطای هاله ای قرار گرفته و تصمیمات نادرستی اتخاذ کنیم.
این امر میتواند به ضرر سازمان و ذینفعان آن باشد.
راهکارهای مقابله با خطای هاله ای در روابط عمومی:
«مدرسه روابط عمومی»- در دوران نوجوانی فکر می کردم که راه مشهور شدن؛ باهوش و شایسته بودن است. به جلسه های گوناگونی می رفتم و ضریب بالای هوشی خود را به رخ دیگران می کشیدم، اشتباهات دیگران را تحلیل می کردم، وارد بحث ها می شدم تا به رقیبانم ثابت کنم که آنها اشتباه می کنند و حق با من است و سرسختی خودم را به آنها نشان می دادم.
به این ترتیب تعداد دشمنانی که ناخواسته برای خودم ایجاد می کردم را افزایش می دادم. در ادامه این کتاب می خوانید که چطور می توانید در اجتماع بدرخشید و مسائل را به صورت مسالمت آمیز حل کرده و از این قبل شهرت و اعتبار خود را افزایش دهید.
لینک دانلود رایگان خلاصه کتاب هوش اجتماعی
مباحث مربوط به هوش اجتماعی قابل تدریس در دوره های آموزشی روابط عمومی برای کارکنان است. می توانید در این خصوص با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- یکی از اشتباهاتی که بسیاری مرتکب میشوند استفاده از #طعنه و کنایه در صحبت کردن با دیگران هست. این موضوع به ویژه در روابط همکاری اتفاق می افتد و پیایندهای ناگواری را برای همکاران به همراه دارد.
این طعنه ها به مرور زمان مشکلات عاطفی برای اونها ایجاد میکنه وقتی طعنه میزنید نه تنها مشکل حل نمیشه، بلکه رنجش ها عمیق تر میشه و وقتی از هم ناراحت می شوید و در صدد رفع ناراحتی بر نمی آیید.
وقتی اجازه می دهید ناراحتی روی هم انباشته بشه، باید انتظار داشته باشید که رابطه روز به روز سردتر و بی روح تر بشه.
بهترین کار اینه که همیشه به صورت #مستقیم حرف خودتون را بگید تا کینه و کدورتی پیش نیاد. این دستورالعمل همان اندازه که در روابط محیط کار صادق است، در روابط زندگی شخصی هم صادق است.
مدیر روابط عمومی نیز باید از این قاعده تبعیت کند. اینکه موضوعی را مطرح نکنید و بخواهید در لفافه و پشت پرده و با کنایه مطرح کنید، جز ناخوشنودی و کینه و دشمنی چیز دیگری را برای خودتان به بار نمی آورید. وقتی که شخصی اشتباه کرده است، فقط او مرتکب یک اشتباه شده است اما زمانی که شما اشتباه او را در قالب طعنه و کنایه مطرح می کنید، یک اشتباه نیز شما مرتکب شده اید که گاهی از اشتباه خود شخص بدتر است.
برای آموختن مسائل اخلاقی در حوزه روابط عمومی می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- مسئولیت یک مدیر روابط عمومی طیف گسترده ای را در بر می گیرد. بخش مهم آن روابط درون سازمانی است که اگر به درستی انجام شود، روابط برون سازمانی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. در این یادداشت به یکی از مواردی که می تواند به عنوان آموزش روابط عمومی در سازمان مطرح شود اشاره می کنیم.
پیش از همه باید دانست که ریشه بسیاری ازمشکلات رفتاری نوجوانان وجوانان، درنارساییهای تربیتی دوره کودکی نهفته است!
اگرخانواده بابه کارگیری اصول وروشهای صحیح به پرورش فرزندان بپردازد،بسیاری ازاین گونه مشکلات به وجودنمی آیند.
برخی ازاین مشکلات ناشی ازشکل گیری عادتهای نادرست دردوران کودکی است.
کودکی که عادت می کند،همواره حرف خودرابا زور و فشار، برکرسی بنشاند و در برابر خواسته های غیرمنطقی خود،باهیچ مقاومتی روبه رونمی شود، ازکسی حساب نمی بردوکسی راهم به حساب نمی آورد، هنگامی که به سنین بالاترمی رسد،چگونه می توان انتظارداشت که فردی خودخواه،خشن،هوسباز،وسرکش نباشد؟!!
بنابراین،
برای جلوگیری ازبروزچنین مشکلاتی، بایددرتربیت فرزندان دردوران کودکی ، باجدیت وروشن بینی بیشتری عمل کنید و روابط عمومی می تواند با برگزاری دوره های آموزشی برای خانواده های کارکنان آنها را در مقابل مسائلی که در بزرگسالی به دلیل عدم آگاهی آنها از مسائل تربیتی فرزندان رخ می دهد، بیمه کند.
با ما تماس بگیرید. می توانیم با آموزش و مشاوره در خدمت شما باشیم.
«مدرسه روابط عمومی»- به خاطر داشته باشید که اگر خودتان به خودتان عشق نداده اید، توقع نداشته باشید که به شما عشق بورزند.
همه روابط با شما شروع شده و با شما تمام می شود.
به همین دلیل اگر می خواهید کسی به شما عشق بورزد، باید اول در خودتان #عشق بکارید.
اینکه از دیگران برای اینکه با عشقی که خودتان نمی توانید به خودتان بدهید، بمبارانتان کنند استفاده کنید، فقط رابطه ای غیرجدی و توام با #عذاب خواهید داشت.
وقتی رفتار محبت.آمیزتری با خودتان داشته باشید، رابطه تان با دیگران زیباتر و غنیتر خواهد بود.
«یادتان نرود که اول عاشق خودتان شوید.
این اصلی است که شاید در هیچ آموزشی ارائه نشود، اما باید بدانید که ارتباطات از درونتان و از ارتباط با خودتان آغاز می شود. اگر بتوانید این ارتباط را به خوبی برقرار کنید، اطرافیان نیز با شما ارتباط خوبی برقرار می کنند و در نتیجه رضایت خاطر را از روابطتان کسب می کنید.
«مدرسه روابط عمومی»- یک مدیر روابط عمومی موفق، کسی است که میداند چگونه در اندیشه دیگران نفوذ کند و آنها را به سمت اهداف خود هدایت کند. در اینجا، به بررسی شش اصل کلیدی نفوذ و نحوه استفاده از آنها توسط یک مدیر روابط عمومی میپردازیم:
1. دوست داشتن:
ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با مخاطبان: این امر میتواند از طریق تعاملات حضوری، گفتگوهای آنلاین، و ارائه خدمات و محتوای ارزشمند به مخاطبان حاصل شود.
همدلی و درک نیازها و خواستههای مخاطبان: مدیر روابط عمومی باید خود را جای مخاطبان بگذارد و از دیدگاه آنها به مسائل نگاه کند.
ایجاد حس اعتماد و اطمینان: صداقت، شفافیت و عمل به تعهدات، از جمله عوامل کلیدی در ایجاد اعتماد هستند.
2. انعکاس عمل:
گوش دادن فعال به صحبتهای مخاطبان: این امر نشان میدهد که برای نظرات و دیدگاههای مخاطبان ارزش قائل هستید.
تکرار و تأیید صحبتهای مخاطبان: این کار نشان میدهد که به صحبتهای آنها توجه میکنید و آنها را درک میکنید.
استفاده از زبان بدن مناسب: لبخند زدن، تماس چشمی و حرکات مناسب، نشاندهندهی توجه و احترام شما به مخاطبان است.
3. محک اجتماعی:
استفاده از نظرات و تأییدیههای افراد معتبر: این کار میتواند به افزایش اعتبار شما و پیامتان کمک کند.
اشاره به نمونههای موفق: ارائه نمونههایی از افراد یا سازمانهایی که با استفاده از روشهای شما به موفقیت دست یافتهاند، میتواند متقاعدکننده باشد.
استفاده از آمار و ارقام: ارائه آمار و ارقام معتبر، میتواند به اثبات ادعاهای شما کمک کند.
4. سازگاری و انطباق:
یافتن نقاط مشترک با مخاطبان: این کار میتواند به ایجاد حس همدلی و نزدیکی بین شما و مخاطبان کمک کند.
استفاده از زبانی که برای مخاطبان قابل فهم باشد: از اصطلاحات تخصصی و پیچیده که برای مخاطبان ناآشنا هستند، استفاده نکنید.
تطبیق رفتار و گفتار خود با ارزشها و باورهای مخاطبان: این کار نشان میدهد که به آنها احترام میگذارید.
5. اقتدار:
اعتماد به نفس و قاطعیت در صحبت و رفتار: این امر نشان میدهد که به خود و تواناییهایتان ایمان دارید.
داشتن دانش و تخصص کافی در زمینهی فعالیت خود: این امر شما را در глазах مخاطبان به عنوان یک مرجع معتبر معرفی میکند.
ارائه ی یک تصویر حرفه ای و قابل اعتماد: از لباس مناسب و آراسته استفاده کنید و در صحبت های خود دقت و ظرافت را رعایت کنید.
6. کمیابی:
ارائه ی خدمات یا محتوای منحصر به فرد: این امر شما را از رقبا متمایز میکند و مخاطبان را به سمت شما جذب میکند.
ایجاد حس فوریت: به مخاطبان القا کنید که فرصت استفاده از خدمات یا محتوای شما محدود است.
استفاده از تکنیکهای پیشفروش: قبل از عرضه ی محصول یا خدمات خود، با ایجاد شور و هیجان در مخاطبان، تقاضا برای آن را افزایش دهید.
با استفاده از این شش اصل کلیدی، یک مدیر روابط عمومی میتواند در اندیشه دیگران نفوذ کند و آنها را به سمت اهداف خود هدایت کند.
نکته: به یاد داشته باشید که نفوذ یک فرایند دائمی و بلندمدت است و نیازمند صبر و حوصله و تلاش مستمر است.ما می توانیم در این فرآیند در کنار شما باشیم. لطفا با ما تماس بگیرید تا از مشاوره و آموزش مدرسه روابط عمومی بهره مند شوید.
«مدرسه روابط عمومی»- جملات زیبا برای یک مدیر روابط عمومی مثل قند و نبات است و باید در موقعیت های مختلف از این جملات استفاده کند. این است تفاوت میان یک مدیر روابط عمومی و سایر مدیران و کارکنان. شما باید در جایگاه اثربخشی قرار داشته باشید. بدین معنا که بعد از بررسی شرایط، بهترین کلمات را برای رفع مساله مورد استفاده قرار دهید. در ادامه به چند جمله می پردازیم که می توانید در مناسبت های مختلف آنها را طرح کنید:
1. می دونی چرا شیشه ی جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.
2. دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه
3. تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت
4. دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.
5. اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این اخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان
6. وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه او به توانایی های تو ایمان داره...
مشاوره و آموزش کلید موفقیت هر روابط عمومی است و می توانید در این زمینه روی کمک ما حساب کنید. با ما در تماس باشید.
«مدرسه روابط عمومی»- ﻋﻠﻢ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺎ ﺑﻄﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺭﻭﯼ ﻇﺎﻫﺮﻣﺎﻥ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯽﺩﻫﺪ .
" ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻫﺎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺍﻟﺘﻬﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ( ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﺍﻟﺘﻬﺎﺏ ) ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﻼﮊﻥ ﻫﺎﯼ ﭘﻮﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﭼﯿﻦ ﻭ ﭼﺮﻭﮎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ ”.
ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺪﺭﺧﺸﺪ .
ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ، ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﻭ ﺑﺪﺍﺧﻼﻗﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮﺷﺢ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﮐﻮﺭﺗﯿﺰﻭﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﻭﺯ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﮐﻮﺭﺗﯿﺰﻭﻝ ﻫﻮﺭﻣﻮنیست ﮐﻪ ﺩﺭ ﻏﺪﻩ ﺁﺩﺭﻧﺎﻝ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭﺑﺎﻻﯼ ﮐﻠﯿﻪ ﻫﺎ ﺗﺮﺷﺢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮﻭﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﻫﻮﺭﻣﻮﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ . ﺩﺭﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺭﯾﺰﺵ ﻣﻮﻗﺘﯽ ﻣﻮ ﻣﯽ ﺷﻭﺩ، ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻮﻫﺎ ﻧﺎﺯﮎ ﺗﺮ ﻭ ﺧﻠﻮﺕﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺑﺎﻻ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﻄﺢ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺭﻣﻮﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﺍﺷﺘﻬﺎ، ﻣﯿﻞ ﺑﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﺗﺠﻤﻊ ﭼﺮﺑﯽ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺷﮑﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻨﻈﺮ ﺑﺮﺳﯿﺪ؛
ﺑﺨﺶ ﻋﻤﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺏ، ﺗﺎ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢﮔﯿﺮﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﻃﺒﯿﻌﺘﺄ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ، ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺳﺎﻟﻢ ﺗﺮ
ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ .
ﺑﭙﺮﻭﺭﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﭘﺮ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺩﺭ ﺑﺮﺍبر ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻤﻦ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ، ﺑﻩﺧﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺘﺎﻥ، ﯾﮏ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﯿﻖ ﺑﮑﺸﯿﺪ، ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﭙﺮﻭﺭﺍﻧﯿﺪ.
ادامه متن را شما بنویسید و کامل کنید که روابط عمومی به عنوان یک دانش میان رشته ای چه وظیفه ای در قبال شادی همکاران درون و برون سازمان ایفا می کند و چطور می تواند از این دانش برای بهبود کیفیت زندگی کارکنان بهره بگیرد؟
«مدرسه روابط عمومی»-شعور در لغت به معنای آگاهی، فهم، درک و شناخت است. در اصطلاح، شعور اجتماعی به معنای آگاهی و توجه به حقوق و مصالح دیگران و جامعه است. شعور اجتماعی یک ویژگی اخلاقی است که افراد را به رعایت قوانین و مقررات، احترام به حقوق دیگران و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی ترغیب میکند.
در روابط عمومی، شعور اجتماعی به معنای توانایی درک و فهم نیازها و انتظارات مخاطبان است. روابط عمومیدانان با داشتن شعور اجتماعی میتوانند با مخاطبان خود ارتباط موثر برقرار کنند و پیامهای خود را به گونهای طراحی کنند که مورد پذیرش و علاقه مخاطبان قرار گیرد. در ادامه به سطوح شعور می پردازیم:
در سطح اول شعور
شخصی که عملی اشتباه را انجام میدهد اصرار دارد که عمل او درست بوده و دیگران را محکوم میکند. این شخص بخاطر اعتقاد عمیق برای انجام عمل اشتباه خود از هیچ کاری پروا نداشته و دست به انجام هر کاری میزند تا عملش را به کرسی نشاند.
در دومین سطح شعور
شخص پس از انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و از درون احساس پشیمانی میکند ولی این پشیمانی را بروز نمیدهد.
در سومین سطح شعور
شخص در حین انجام عمل اشتباه خود، پی به اشتباه خود برده و دیگر آن را ادامه نمیدهد. شخص قادر به کنترل احساسات و افکار خود میباشد.
در چهارمین سطح شعور
شخص قبل از انجام عملی اشتباه متوجه آن عمل شده و آن را انجام نمیدهد.
در پنجمین سطح شعور
شخص خود عمل اشتباهی انجام نمیدهد ولی اعمال اشتباه دیگران موجب آزار و خشم او میشود.
در ششمین سطح شعور
شخص عمل اشتباهی انجام نمیدهد و با دیدن اعمال اشتباه دیگران احساس ترحم و دلسوزی نسبت به آنها میکند.
در سطح شعور هفتم
شخص عمل اشتباهی انجام نمیدهد و دیگران را قضاوت نمیکند.
سطح شعور هشتم
همان عشق است ...
آموزش سطوح شعور باعث می شود که افراد ناخودآگاه خود را در پله های بالای شعور قرار دهند. این آموزش وظیفه روابط عمومی است. شما باید این ادراکات را در کارکنان ایجاد کنید و این از طریق مشاوره و آموزش و اطلاع رسانی ها به دست می آید. ما می توانیم در این زمینه ها در کنار شما باشیم. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- توجه به نقایص یکی از وظایف مدیر روابط عمومی است. اما حل نقایص با رویکرد مثبت اندیشی مهارتی است که می تواند یک امتیاز در مدیریت روابط عمومی به حساب آید.
یک لیوان آب کدر را با همه ی آلودگی ها و ذرات درونش تجسم کنید. اگر دایما آبی تمیز را درون این لیوان بریزیم تا محتوای لیوان سرریز شود، بالاخره همه ی آب کثیف از لیوان خارج می شود و آبی که لیوان را پر می کند، کاملا شفاف خواهد بود.
لازم نبود که سعی کنیم از شر آب کثیف لیوان خلاص شویم. فقط بایستی آنچه را درست بود جایگزین می کردیم و طولی نمیکشید که آنچه غلط بود، از بین می رفت.
همین امر درباره ی شیوه ی فکر کردنمان هم صادق است. اگر به داشتن افکار درست عادت کنید، افکاری برخاسته از ایمان، امید، دلگرنی و "می توانم ها"؛ آنگاه ذهنتان دگرگون خواهد شد و خودتان را خوشبین، امیدوار، قوی و پر جرات خواهید یافت.
بنابراین سعی شود که اگر افرادی در محل کار دچار اشتباهاتی شدند، با پررنگ کردن نقاط قوتشان، نقاط ضعفشان را به قوت تبدیل کرد. این کار شدنی است. فقط نیاز به صبر و حوصله دارد. بهترین دوستان شما در همین جریان با شما دوست خواهند شد و برای طولانی مدت در کنار شما خواهند ماند. فقط کافیست که مثبت اندیشی را در کارتان بیاموزید. ما نیز می توانیم در این زمینه به شما کمک کنیم. با ما در تماس باشید.
«مدرسه روابط عمومی»- تمرین خاموش کردن جرقه های #خشم» یکی از مهارتهایی است که یک مدیر روابط عمومی باید آن را به خوبی بلد باشد و باید بتواند آن را به همکاران خود نیز بیاموزد.
تصور کنید یکی از جرقه های خشم ظاهر شده و دارید #جوش می آورید.
اوقات تان تلخ شده؟ ضربان قلبتان بالا رفته؟ ببینید چه #احساسی دارید.
لطیفه ای بامزه، سخنی طنز یا موقعیتی #خنده_دار را به خاطر بیاورید.
سعی کنید بلند #بخندید و احساس کنید که خنده از درونتان #فوران می کند. (البته بهتر است کسی نزدیکتان نباشد که فکر کند دیوانه شده اید!)
جرقه های خشم را مدیریت کنید!
با انجام مرتب این تمرین وقفه ای از خنده در ذهنتان ایجاد می کنید و بار دیگر که #عصبانی شدید، آن وقفه به کار می افتد و خشمتان را از بین می برد. از #طنز استفاده کنید تا خشم را در #ذهنتان بی اهمیت جلوه دهید و به آن بگویید: «نمی گذارم حالم را بد کنی! ترجیح می# دهم بخندم.»
نسبت به جرقه ای که خشمتان را شعله ور کرده بی تفاوت باشید و لبخند بزنید. شما می توایند! کار راحتی است؛ فقط کافی است خوب تمرین کنید!
یادتان باشد که بروز خشم، یک ضعف بزرگ در شخصیت است و کنترل آن یک قدرت به حساب می آید. بنابراین می توانید از آموزش و مشاوره برای کنترل خشم خود استفاده کنید. این امر نیاز به تمرین و ممارست دارد. در نهایت شما به شخصیتی با ثبات تبدیل می شوید و می توانید در شرایط حساس تصمیم صحیح و عاقلانه بگیرید. اگر به کمک نیاز داشتید می توانید روی کمک ما حساب کنید. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- مدیر روابط عمومی باید شخصیت وارسته و متفاوتی داشته باشد و به این سبب است که توسعه فردی مدیر روابط عمومی اهمیت می یابد. در این یادداشت قصد داریم تا ضمن ده سوال برای ارزیابی توسعه فردی کمک کنیم که دریابید چه مقدار زمان برای توسعه شخصی خودتان صرف میکنید؟
پس از آنکه هر یک از سؤالها را خواندید، به هر یک از آنها از ده نمره، امتیاز دهید. در این صورت ارزیابی نسبتاً خوبی از میزان توسعهیافتگی خود خواهید داشت.
این سؤالها را میتوانید درباره زندگی شخصی و یا زندگی کاری خود بپرسید. برای مثال موقعیت کاری خود در شرکت را در نظر بگیرید و در پاسخ به هر سؤال از ده نمره، امتیاز دهید.
این ده سؤال عبارتاند از؛
1)چقدر از اینکه در زندگی به کجا میروید، آگاه و شفاف هستید؟
آیا میدانید از زندگی چه میخواهید؟ آیا میدانید به کجا میروید؟ آیا برنامهای برای رسیدن به جایی که میخواهید بروید، دارید؟
2) چقدر در خصوص چیزهایی که در زندگی انجام میدهید، شایستگی دارید؟
آیا به اندازه کافی برای کارهایی که میخواهید انجام دهید، زمان و انرژی صرف میکنید؟ آیا شایستگیهای مورد نیاز برای زندگی و انجام کارهایتان را دارید؟ آیا برای کسب شایستگیهای مورد نیاز، به یادگیری نیازمند هستید؟
3)چقدر فرد بیپروا و مطمئنی هستید؟
به طور کلی چقدر خودتان را مطمئن میدانید؟ اگر در محیط جدیدی قرار بگیرید، چقدر میتواند اعتماد به نفس خود را حفظ کنید؟ در گفتگوها و مراودات خود با دیگران چقدر اعتماد به نفس دارید؟
4) چقدر نسبت به کمک خواستن از دیگران در زندگی گشوده هستید؟
آیا در هنگام نیاز به کمک از دیگران تقاضای کمک میکنید و یا ترجیح میدهید که به تنهایی با مسائل رو در رو شوید؟
5) توانایی شما در ابراز و بیان احساسات، افکار و برنامههایتان چقدر است؟
آیا میتوانید در صورت نیاز افکار و احساسات خود را به دیگران بیان کنید یا ترجیح میدهید که همه آنها را درون خود نگه دارید؟
6) تا چه اندازه خود را فردی خلاق میدانید؟
آیا در زندگی شخصی و کاری خود از خود خلاقیت بروز میدهید؟ یا فردی هستید که دنبالهروی دیگران است.
7) چقدر در مورد وضعیتهای جدیدی که در زندگی کاری و شخصی با آنها مواجه میشوید، با رویکردی باز استقبال میکنید؟
آیا میتوانید بدون احساس ترس یا شرمندگی چیزهای جدید را تست کنید؟ آیا میتوانید چیزهای جدیدی که دیگران آزارنده میدانند را تست کنید؟
8)چقدر خود را فرد همدلی میدانید؟
آیا میتوانید مسائل را از نقطه نظر دیگران ببینید و خودتان را جای آنها بگذارید؟ آیا به نچه که دیگران میگویند یا احساساتی که بیان میکنند، گوش میدهید؟ آیا قدرت کنار آمدن با افکار و عقاید متفاوت را دارید؟
9) چقدر به درستی عقاید و ارزشهایی که در زندگی دارید، ایمان دارید؟
آیا بر اساس عقاید و ارزشهای خود زندگی میکنید و یا با روبرو شدن با کوچکترین مسئلهای آنها را کنار میگذارید؟ آیا این توانایی را دارید که به عقاید دیگران بدون در نظر گرفتن ارزشهای خود گوش دهید و یا همواره اولویت را به ارزشهای خود میدهید؟
10) تا چه اندازه بر عواطف خود کنترل دارید؟
آیا میتوانید عصبانیت خود را کنترل کنید؟ آیا میتوانید از عواطف و هیجانات خود به درستی استفاده کنید؟ آیا اغلب غیرمنطقی هستید؟
پس از آنکه به هریک از سؤالها امتیاز دادید، امتیازهای تخصیص داده به هر سؤال را با هم جمع کنید.
حاصل جمع امتیازها، از ۱۰۰ نمره خواهد بود. نکته مهم آن است که همه سؤالها، از نوع خودگزارشهی هستند. بنابراین، به آنها صادقانه پاسخ دهید.
همانطور که متوجه شدهاند، همه سؤالها به خود شما مربوط میشوند و عامل بیرونی در پاسخ به نها دخیل نیست.
پس، تنها کسی که میتواند شما را توسعه دهید، کسی نیست جز خودِ شما!
اگر طوری برنامهریزی کنید که بار دیگری که به این سؤالهای پاسخ میدهید، امتیاز ۱ به ۲، ۲ به ۳، و نهایتاً امتیاز ۹ به ۱۰ تبدیل شود، در این صورت، به شکل تدریجی در توسعه شخصی گام برداشتهاید.
این افزایشهای کوچک در نمرهها، تغییرات بزرگی در زندگی شخصی و کاری شما ایجاد خواهد کرد.
نکته دیگر آن است که همه این توانمندیها و شایستگیهایی که در ده سؤال فوق مدنظر قرار گرفتند، به همدیگر مربوط هستند و بر هم اثر میگذارند.
پرسیدن سؤالهایی مانند این سؤالها از خود، سبب میشود که ارزیابی نسبی از سطح توسعهیافتگی خود داشته باشید و بتوانید در جهت توسعه فردی گام بردارید. چرا که ارزیابی سطح فعلی پیشرفتِ خود، نخستین و اساسیترین گام در برنامهریزی توسعه است. در واقع شما با این سوالات به صورت ناخودآگاه در مسیر توسعه فردی قرار می گیرید. توسعه ای که می تواند فضای فعالیت شما در روابط عمومی را نیز متحول کند. برای آموزش و مشاوره می توانید روی کمک ما نیز حساب کنید. با ما در تماس باشید.
«مدرسه روابط عمومی»- کتاب Working with you is killing me که توسط کاترین کرولی و کتی الستر نوشته شده است با عنوانهای
"کار کردن با تو مرا میکشد" و
"کار کردن با تو مرا بیچاره کرده است"
به فارسی ترجمه شده است.

از جمله موضوعهای مورد توجه در این کتاب رهایی از دامهای عاطفی در محیط کار است.
این کتاب میتواند برای کارمندان جوان به نوعی و برای مدیران مجرب به نوع دیگر مفید باشد.
کارمندان جوان می آموزند که چگونه حاشیههای مختلف و رفتارهای نادرست اطرافیان و مدیران، میتواند آنها را از مسیر عادی کار و کوشش و فعالیت خارج کند.
همچنین چگونه دغدغه های احساسی ممکن است ذهن آنها را در اختیار خود بگیرد و مانع فعالیت مفید و ارزشمند شود.
از سوی دیگر، مدیران می آموزند که بسیاری از ابزارها و تکنیکهایشان که درکوتاه مدت اثر بخش است و میتواند شرکت را در فضای رشد و تلاش قرار دهد، میتواند در بلندمدت میتوان هزینه های زیادی را به سازمان تحمیل کند.
یکی از وظایف روابط عمومی ها معرفی و تقدیم کتابهای خوب به کارکنان و مدیران است. می توانید این کتاب را به کارکنانی که تازه به جمع شما پیوسته اند اهدا کنید. به خاطر داشته باشید که روابط همکاران در محل کار باید به شکل صحیحی شکل داده شود. شکلی منطقی و عاقلانه و این در گرو دانش افراد و رویکردهای مدیریت با آنها اتفاق می افتد. در بخش آگاهی بخشی، شما می توانید با اهدای کتاب یا دوره های آموزشی و مشاوره، این مسائل را برای کارکنان شفاف کنید تا آنها کمتر درگیر مسائل حاشیه ای در محیط کار شوند. برای این مساله می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- یکی از مسائلی که روابط عمومی ها عمدتا با آن مشکل دارند، پیدا کردن محتوای مناسب برای سخنرانی ها و بحث هاست. توصیه ما این است که همواره محتوای خود را با چاشنی شعر همراه کنید. چراکه شعر در اندیشه ایرانی جایگاه ویژه ای دارد و اثربخشی آن نیز بر اندیشه ها بیشتر از سایر متون است. در این نوشتار شعری مناسب جلسه اول صبح برایتان قرار می دهم، امیدوارم که از آن استفاده کنید:

نفس باد صبا صبحدم از راه رسید
قاصدک پر زد وگل وا شد وخورشید دمید
بلبل از هلهله ی باد به رقص آمد و گفت
باید از باغ خدا عطر محبت را چید
مریم و نسترن و زنبق و نیلوفر ها
چشم خود را بگشودند و به پا شد امید
آسمان مقصد پرواز پرستوها شد
رود جاری به خروش آمد و ماهی چرخید
کوه و دشت و چمن و موج بلند دریا
همه مست از نفس صبح و صبا میرقصید
بی گمان می شود از زاویه هایی دیگر
در چنین منظره ای دست خدا را هم دید
#مسعود_محمدپور
چنانچه برای نگارش متون سخنرانی نیاز به مشاوره داشتید، می توانید با ما در تماس باشید.
«مدرسه روابط عمومی»- دکتر احمد یحیایی ایله ای شعاری را در اغلب جلسات مطرح می کنند و آن این است: «روابط عمومی یعنی دوستی با همه، دشمنی با هیچ کس!» گاهی اوقات ما در زندگی روزمره دچار اشتباه می شویم. دیگران نیز دچار اشتباه می شوند. اما این اشتباه ما و دیگران را به چه سویی می برد؟
اگر این اشتباهات تبدیل به خشم و کینه شود باید گفت: لطفا خشم و کینه را در خود نگه ندارید!
کاری کنید که امروز آخرین روزی باشد که اسیر ناراحتیهای قدیمی هستید.
چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است، فقط یک بخش از کتاب زندگی شماست.
فقط کافی است که کتاب را ورق بزنید.همه ما بخاطر تصمیمات خودمان و دیگران صدمه دیدهایم و بااینکه درد و ناراحتی ناشی از این تجربیات کاملاً طبیعی هستند، گاهیاوقات برای مدتی طولانی در شما میمانند. احساس خشم و کینه ما را وا میدارد که همان درد را دوباره و دوباره برای خودمان تکرار کنیم و فراموش کردن آن برایمان سخت شود.

بخشش چاره کار است. باعث میشود بتوانید بدون مقابله کردن با گذشته، روی آیندهتان تمرکز کنید. برای دریافتن قدرت بینهایت چیزی که در آینده اتفاق میافتد، باید هر چیزی که پشت سرتان است را ببخشید.
بدون بخشش، زخمها هیچوقت خوب نمیشوند و رشد فردی شما حاصل نخواهد شد.
به خود تاکید کنید: من ذهن خود را از بند گذشته رها می سازم.
این که بتونیم زندگی راحت و شیرینی رو داشته باشیم و هر روز یک ایده نو رو در زندگیتون تجربه کنید هنرو تخصص ماست.
این مساله را نه تنها در خودتان نهادینه کنید، بلکه به عنوان یک مسئول روابط عمومی سعی کنید کینه ها را از دل همکاران نیز بشویید. می توانید از تکنیک تبدیل اشتباهات به طنز استفاده کنید. موضوعات بد را جدی نگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- همه ما فکر می کنیم که خیلی عاقل و باهوش هستیم اما به صورت ناخودآگاه تحت تاثیر متغیرهای مختلفی قرار می گیریم و تصمیمات ما از مدار عقلانیت خارج می شود.
هیجان باعث می شود که شانس موفقیت خود را بیش از اندازه ارزیابی کنیم. به همین دلیل هست که کازینوها، از نور زیاد و صدای بلند استفاده می کنند: می خواهند افراد را هیجانی کنند! هرچقدر بیشتر هیجانی شوند، پول بیشتری صرف خواهند کرد.
هرچقدر که درباره موضوعی بیشتر هیجان زده باشیم، ریسک ها را کمتر تخمین می زنیم.
هایپرمارکت ها هم از سه متغیر نورپردازی، سقف بلند و موسیقی به خوبی استفاده می کنند. به همین دلیل است که وقتی سیستم روشنایی هایپرمارکت ها برای چند ساعتی دچار نقص می شود به وضوح روی فروش آن ها تاثیر میگذارند.
بنابراین عناصر غیرمرتبط شامل هیجان، موسیقی، درجه حرارت، میزان رطوبت، میزان روشنایی بر روی تصمیمات ما کاملا موثر است.
برخی معتقدند عواطف و منطق، رابطه الاکلنگی با هم دارند؛ هر طرف که بالا برود، طرف دیگر پایین می آید.

چه باید کرد؟
عواطف خود را بشناسید و تشخیص دهید که چگونه تفکر شما را تحت تاثیر قرار می دهد.
فاصله زمانی-مکانی بگیرید و به جای تفکر، تامل کنید. در تصمیمات مهم از موقعیتی که در آن هستید فاصله بگیرید و به خودتان زمان بدهید.
اگر بخواهید در همان لحظه تصمیم گیری کنید تحت تاثیر عوامل محیطی آن جا قرار خواهید گرفت.
سپس با لیست کردن جنبه های مثبت و منفی هر تصمیم، منطق خود را بالا ببرید. با دیدن واقعیت های مربوطه بر روی کاغذ، می توانید به صورت عقلانی در مورد انتخاب ها فکر کنید و تاثیر عواطف و عوامل دیگر را بر خود کمتر می کنید.
این توصیه ها توصیه مطالعات فرهنگی به مخاطبانی است که هر روز تحت تاثیر پیام های هیجانی تبلیغات قرار می گیرند و هیچ گاه نیز آموخته نمی شوند و آن اشتباه را همواره تکرار می کنند. در روابط عمومی اما تصور ما بر این است که باید تمرکز بر آگاه کردن مردم باشد. ما به دنبال اغوا کردن دیگران نیستیم. اگر ما بهترین هستیم، لایق ارائه خدمت به شما خواهیم بود و شما بدون تردید ما را انتخاب خواهید کرد. این منظر روابط عمومی و البته مطالعات فرهنگی است.
«مدرسه روابط عمومی»- بخش تبلیغات یکی از بخش هایی است که می تواند ذیل نظر روابط عمومی اداره شود و البته سازمان هایی نیز هستند که روابط عمومی را ذیل نظر تبلیغات قرار دهند. تفاوت این دو رویکرد، در میزان اخلاقی عمل کردن مدیران آن شرکتهاست. به بیان دیگر هرچه روابط عمومی در شرکت جایگاه بالاتری داشته باشد، نشان از عملکرد اخلاقی تر مدیران آن شرکت است. در این یادداشت می خواهیم چند ایده روابط عمومی برای تبلیغات موثر را بیان کنیم.
بسیاری از کسب و کارها محصولات خود را در جعبه یا بستهبندی خاصی ارائه میکنند. بستهبندی شاید یک کیسه معمولی باشد و یا حتی جعبه چوبی گرانقیمت خاص. #بسته_بندی این امکان بینظیر را فراهم میکند تا کارتان را به دیگران معرفی کنید. وقتی مشتری محصولی را میخرد معمولا آنرا به دیگران نیز نشان میدهد. اگر از جعبه یا بستهبندی خاصی استفاده میکنید چرا آنرا بهعنوان فرصتی برای فروش بیشتر در نظر نگیرید؟ حتی اگر از کیسه پلاستیکی استفاده میکنید میتوانید روی آن نام و لوگوی کسب و کار و ساعات کاری و شماره تلفن و حتی محصولات و خدمات را بر آن چاپ کنید.



در صورت نیاز می توانید برای آموزش بیشتر در این موارد یا کسب مشاوره با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- ارسطو یکی از فلاسفه یونانی است که به اخلاق تعادل می پردازد و از نظر او هر عملی که در آن افراط یا تفریط باشد غیر اخلاقی است. در این یادداشت می خواهیم داستانی را با رویکرد تعادل بیان کنیم. این داستان می تواند برای روابط عمومی ها کاربردی و مفید باشد.
مردی وارد خانه شد و دید همسرش گریه می کند.
از او علت را جویا شد، همسرش گفت گنجشکهایی که بالای درخت هستند وقتی بیحجابم به من نگاه می کنند و شاید این امر معصیت باشد!
مرد بخاطر عفت و خداترسی همسرش پیشانیش را بوسید و تبری آورد و درخت را قطع کرد؛ پس از یک هفته روزی زود از کارش برگشت و همسرش را در آغوش فاسقش آرمیده یافت!

شوهر زن فقط وسایل مورد نیازش را برداشت و از آن شهر گریخت ...
به شهر دوری رسید که مردم آن شهر در جلوی کاخ پادشاه جمع شده بودند؛ وقتی از آنها علت را جویا شد، گفتند:
از گنجینه پادشاه دزدی شده!
در این میان مردی که بر پنجه ی پا راه میرفت از آنجا عبور کرد
مرد پرسید او کیست؟
گفتند:
این محتسب شهر است و برای اینکه خدای نکرده مورچهای را زیر پا له نکند، روی پنجه ی پا راه می رود!
آن مرد گفت بخدا دزد را پیدا کردم مرا پیش پادشاه ببرید.
او به پادشاه گفت:
محتسب همان کسی است که گنجینه تورا دزدیده است!
محتسب پس از بازجویی به دزدی اعتراف کرد؛ پادشاه از مرد پرسید:
چطور فهمیدی که او دزد است؟
مرد گفت:
«تجربه به من آموخت وقتی در احتیاط افراط شود و در بیان فضیلت زیاده روی شود بدان که این سرپوشی است برای یک جرم!»
«مدرسه روابط عمومی»- سواد تمام کردن رابطه یک توانایی برای پایان دادن مناسب به یک رابطه عاطفی است. خیلی از افراد درگیر رابطه ای بودند که بعد از مدتی آن به هر دلیلی بهم خورده و حالا می خواهند بدانند باید چه کار کنند تا حال بدشان را تغییر دهند.
متاسفانه اکثر ما همانطور که سواد ایجاد رابطه مناسب و ماندن در آن را نداریم، در پایان دادن به روابطمان نیز با بی سوادی کامل عمل می کنیم. تمام کردن یک رابطه احساسی برای هر فردی سخت و طاقت فرساست، اما افرادی که سواد پایان دادن به رابطه را دارند، اقداماتی انجام می دهند که عبور از این بحران را برای خود و شریکشان آسان تر می سازد.

افراد باسواد این گونه عمل می کنند:
شما روز قبل با هم بوده و اوقات خوشی را گذرانده اید، اما او از دیشب نه جواب تلفنتان را می دهد، نه پیام هایتان را می خواند.
اگر به هر دلیلی تصمیم به پایان دادن رابطه گرفته اید، مسئولیت تصمیم گیری تان را بپذیرید و طرف مقابل را از تصمیمتان باخبر کنید.
مدام مراقب بودید که مبادا از دستتان ناراحت شود.
مسلما رابطه شما نقص هایی داشته که به خاطرش تصمیم به جدایی گرفته اید، اما یادتان باشد بی احترامی کردن به طرف مقابل، در واقع بی احترامی کردن به انتخاب خودتان است، بنابراین بهتر است محترمانه رفتار کنید.
در هر رابطه دو طرف حضور دارند، ممکن است سهم یکی از طرفین در به بن بست رسیدن رابطه بیشتر از دیگری باشد، اما مسلما هر دو طرف در رسیدن به نقطه پایانی نقش داشته اند.
اشتباهات خود را بپذیرید و به خاطر آنها از طرف مقابل عذرخواهی کنید.
بدانید که طی فرایند جدایی احساسات و هیجانات منفی را تجربه خواهید کرد، به جای اینکه طرف مقابل را مسئول حال بدتان بدانید، در فکر یافتن راهکارهایی برای تغییر خلقتان باشید.
با یک پیام یک خطی در تلگرام؟ با ایمیل؟ با یک تماس تلفنی کوتاه؟
یا اینکه از آخرین فرصت استفاده می کنید، به دیدنشان می روید و به خاطر همه لحظات خوبی که با آنها داشته اید تشکر می کنید؟
خب پایان دادن به یک رابطه عاشقانه هم همین طور است.
شما قرار است دیگر کسی را که زمانی عزیزترین فرد زندگی تان بوده نبینید، برای خداحافظی یک قرار حضوری بگذارید.
با این کار هر دویتان راحت تر و بهتر می توانید پایان یافتن رابطه را بپذیرید.
امروز یکی از مهارت های زندگی، داشتن سواد عاطفی است. سوادی که شروع و خاتمه یک رابطه را مشخص می کند. روابط عمومی ها به عنوان حوزه میان رشته ای باید از این امور باخبر و مطلع باشند و دوره های آموزشی در این باب برگزار کنند. شما می توانید از مشاوره و آموزش مدرسه روابط عمومی برای توسعه سواد عاطفی همکاران خود استفاده کنید. در این خصوص می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- یک مدیر روابط عمومی بایستی فراتر از دانش تخصصی، از هوش بالایی برخوردار باشد و بتواند فکر خود را در جهت اقدامات روابط عمومی متمرکز کند. این اصل یک باید در روابط عمومی است و در صورت عدم وقوع، روابط عمومی با چالش های فراوان روبرو خواهد شد.
بنابراین توجه به سلامت جسمی و روحی و فکری یکی از مسائل بسیار مهم و پر اهمیت در روابط عمومی است. لذا این نکات را برای تقویت توانمندی های ذهنی به کارشناسان روابط عمومی توصیه می کنیم:

«مدرسه روابط عمومی»-ممکن است در میان همکاران افرادی را داشته باشید که به سرعت عصبانی می شوند. باید این افراد را شناخت و بتوان با آنها تعامل کرد. چراکه عدم تعامل صحیح با این افراد گاهی باعث مشکلات عمده ای در روابط انسانی می شود.
می دانیم که در واکنش های این افراد، احساسات حرف اول را می زند و از تفکر و منطق خبری نیست. در جامعه ما، به چنین افرادی زود رنج یا اصطلاحا نازک نارنجی می گویند. زندگی این آدم ها مانند یک فیلم ملودرام احساساتی است و گاهی در برابر بعضی اتفاقات واکنش های پیش بینی نشده ای بروز می دهند که باعث قطع رابطه با یکی از نزدیکان شان می شود.

یکی از معیارهای تضمین کننده سلامت روان انسان ها، داشتن روابط سالم بین فردی است. انسان یک موجود اجتماعی است که رشد شخصیتش با روابط اجتماعی امکان پذیر می شود. زود رنج یا همان نازک نارنجی بودن یکی از مسائلی است که این تعامل های بین فردی را به چالش می کشد و گاهی باعث بهم خوردن این روابط می شود.
اصطلاح عامیانه «نازک نارنجی» به افرادی گفته می شود که تحمل هیچ گونه سختی اعم از جسمانی و روحی و روانی را ندارند. چنین افرادی در مواجهه با کوچک ترین مشکل یا برخوردی، احساس ناراحتی و رنجش می کنند و معمولا در این باره طرف مقابل شان را مقصر می دانند. این افراد هیچ گاه توجه نمی کنند که شاید خودشان هم در بعضی برخوردها اشتباه کرده باشند.
افراد زودرنج اگر به چند نکته - که در ادامه گفته می شود - توجه و تلاش کنند تا در زندگی شان این موارد را عملی کنند، به احتمال زیاد مشکلات شان کمتر خواهد شد.
لذا باید ویژگی های این افراد را شناخت و تعامل مناسب را در خصوص آنها انجام داد. این تعامل آموزشهایی است که باعث می شود آنها بتوانند کنترل خشم خویش را بدست بگیرند. بنابراین همچون یک معلم روابط عمومی به آنها می آموزید:
ذهن خوانی کردن یعنی بدون بررسی کافی روابط بین خودتان و طرف مقابل، تصمیم گیری یا قضاوت کنید. افراد زودرنج باید به این نکته توجه کنند که هیچ گاه بر اساس آن چیزی که احساس می کنند، تصمیم نگیرند و با طرف مقابل شان برخورد نکنند. گاهی آن چیزی که احساس انسان ها می گوید با حقیقت متفاوت است.
در واقع این افراد، زمانی که حس می کنند از یک نفر بدشان می آید، فکر می کنند که به دلیل بد بودن طرف مقابل، این احساس منفی در آن ها به وجود آمده است. در صورتی که ممکن است در حقیقت این گونه نباشد و او به خاطر تجربه های ناموفق در روابطش با آن فرد خاص، به این احساس رسیده باشد.
این انتظار که نتیجه روابط بین فردی، حتما باید همان طور که ما می خواهیم و دلخواه ماست، پیش برود انتظار اشتباهی است. وجود اختلاف نظر در بیشتر روابط بین فردی اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین این که روابط ما همیشه باید خوب باشد، بایدی است که باید کنار گذاشته شود.
گاهی در گفت و گو با طرف مقابل، شما ده ها نکته مثبت و فقط یک نکته منفی جزئی می بینید و فقط همان به چشم تان می آید و مانع دیدن خوبی های آن رابطه بین فردی در شما می شود. گاهی همین نکته منفی همه رابطه شما را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث رنجش خاطر شما و طرف مقابل می شود. پس با استفاده از فیلتر ذهنی می توانید به نقاط مثبت توجه بیشتری کنید.
به خاطر داشته باشید که هرچه دانش شما در مورد این افراد افزایش یابد، موفقیت بیشتری در انتظار شماست. در صورت نیاز می توانید از مشاوره و آموزش ما بهره مند شوید. در این صورت می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- برای جلوگیری از پیش روی دعوا ها به مرحله رفتار های خشونت آمیز کلامی و جسمی، ایجاد وقفه ماهرانه ضروری است. نکته کلیدی در زمینه نحوه استفاده از فن وقفه این است که باید قبل از این که کنترل خود را از دست بدهید و دعوا به نقطه ای برسد که هر دو فقط به حمله متقابل روی آورید، از آن استفاده کنید.
زوج هایی دچار خشونت می شوند که می خواهند بر همسرشان تاثیر بگذارند و او را کنترل کنند. الگو های واکنش و واکنش متقابل با سرعت باور نکردنی رد و بدل می شوند. موقعی که یک رشته رفتار ناکار آمد حمله و حمله متقابل شروع می شود ، وقفه موثرترین راه شکست این روند و جلوگیری از صدمه عاطفی است.

برای استفاده از این فن باید:
1. تشخیص دهید که ادامه ی بحث به خشونت ختم خواهد شد و
2. خود را متعهد سازید قبل از این که دعوا شدت یابد، آن را متوقف سازید.
مدت زمان لازم برای کسب مهارت
می توان طی یک بحث یک ساعته قرار داد وقفه ایجاد نمود. برای این که مطمئن شوید که می توانید از این فن استفاده نمایید ، باید چندین بار قبل از این که عصبانی شوید ، آن را تمرین کنید.
تعیین علامتی برای وقفه
باید با موافقت همدیگر علامتی مشخص کنید که وقتی احساس کردید وقفه لازم است ، از آن استفاده کنید.
با کلام ساده مانند " وقفه" یا استفاده از علامت T که در والیبال و سایر ورزش ها به نشانه وقفه است.
موافت با علامت وفقه
برای وضعیت هایی که در ارتباط خود با همسرتان بیشتر عصبانی می شوید ، علامت هایی را با توافق همدیگر تعیین کنید. هر گونه علامتی که نشانه تشدید عصبانیت در شماست مانند بلند شدن صدا، حمله و استفاده زیاد از جمله های
تو.....تو همیشه. .....تو هرگز و. .....
پیروی از قواعد وقفه
رعایت شش قاعده زیر ضرورریست:
1 هیچ کلمه اضافی بعد از اعلام وقفه نگویید.
2 بلافاصله محل بحث را ترک کنید، حدود یک ساعت طول میکشد، اگر بیشتر شوداحساس طردشدگی می دهد و کمتر ازآن هم هنوز به حد کافی خونسرد نشده آید.
3 وقتی زمان وقفه تمام شد برگردید.
4 هنگامی که در دوره وقفه هستید دارو یا الکل مصرف نکنید.
5 درطول وقفه، بحث های انجام شده را در ذهن خود مرور نکنید.
6 بهترین کار موقع وقفه، انجام چند حرکت ورزشی است.
7 وقتی برگشتید ابتدا از فرد مقابل بپرسید که آیا آماده گفتگو در مورد تعارض مورد نظر هست.
موقعی که می خواهید از ارتباط با همسرتان امتناع کنید، از فن وقفه استفاده نکنید، صرفا چون نمی خواهید در مورد موضوع خاصی صحبت نکنید از این فن استفاده نکنید.
منبع: مک کی! متیو، فانینگ، پاتریک، کیم، مهارت های زناشویی،ترجمه:رحیمی، محمدعلی، تهران، ارجمند 1389
«مدرسه روابط عمومی»- دکتر بیوک تاجری در باب اشتباهات ارتباط می نویسد: کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند.

1. بیش از حد مهربان نباشید
در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.
2. او را مجبور نکنید
شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.
3. التماس نکنید
خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ "خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم..." به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض اینکه یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.
4. مرتب هدیه نخرید
تا به حال شنیده اید: "عشق من را نمی توانی بخری!" شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفرآور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.
5. هر ۵ دقیقه یکبار نگویید "دوستت دارم"
خسته کردن طرف تان با "دوستت دارم" ها چندان کار رمانتیکی نیست. احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرفتان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.
6. تفاوت های جنسی را فراموش نکنید.
نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید. مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند. در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است. این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.
7. همه قدرت را به او ندهید
این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرفتان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.
8. در دام ظاهر و پول نیفتید
فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم این قدر کوته بین نیستند، ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. اینها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشقتان اقدام کنید.
9. نشانه ها را اشتباه تعبیر نکنید
وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتار های انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.
10. کمک بگیرید!
در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه ای انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرفتان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.
مسئولان روابط عمومی باید اطلاعات مربوط به سواد عاطفی را در اختیار مخاطبان خود به ویژه در درون سازمان قرار دهند. ما می توانیم با دوره های آموزشی و مشاوره در این زمینه با شما همراه باشیم. می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- پذیرش یکی از زیباترین و قدرتمندترین واژههایی است که میتوانیم در زندگی خود به کار ببریم. در حوزه روابط عمومی نیز، پذیرش نقشی حیاتی در ایجاد تعاملات اصیل و پایدار ایفا میکند.
پذیرش در روابط عمومی به معنای:
اولین قدم برای ایجاد ارتباطی موثر، درک و شناخت مخاطبان است. این شناخت شامل در نظر گرفتن پیشینه، فرهنگ، باورها، نیازها و خواستههای آنها میشود.
در دنیای امروز، تنوع نظرات و دیدگاهها امری طبیعی است.
یک متخصص روابط عمومی باید به همه نظرات احترام بگذارد، حتی اگر با آنها موافق نباشد.
انتقادات فرصتی برای رشد و پیشرفت هستند.
یک متخصص روابط عمومی باید با ذهنی باز به انتقادات گوش دهد و از آنها برای بهبود عملکرد خود استفاده کند.
هیچ کس کامل نیست و همه ما ممکن است اشتباه کنیم.
یک متخصص روابط عمومی باید شجاعت پذیرش اشتباهات خود را داشته باشد و برای اصلاح آنها تلاش کند.
در روابط بین فردی، کینه و کدورت سم مهلکی برای تعاملات است.
یک متخصص روابط عمومی باید گذشت و بخشش را سرلوحه کار خود قرار دهد.

با به کارگیری مفهوم پذیرش در روابط عمومی، میتوانیم به:
پذیرش، پایه و اساس اعتماد و احترام است.
زمانی که مخاطبان احساس کنند که درک و پذیرفته شدهاند، به شما اعتماد میکنند و به شما احترام میگذارند.
پذیرش، تعاملات را از حالت سطحی و تصنعی خارج میکند و به آنها عمق و اصالت میبخشد.
پذیرش، زمینه را برای گفتگوی سازنده و حل و فصل مناقشات به طور مسالمت آمیز فراهم میکند.
زمانی که افراد احساس پذیرش کنند، در فضایی امن و حمایتی قرار میگیرند و میتوانند آزادانه نظرات و عقاید خود را بیان کنند.
در نهایت،
به یاد داشته باشیم:
ما در مدرسه روابط عمومی می توانیم مشاوره ها و آموزش های مختلفی را در اختیار شما قرار دهیم تا بتوانید پذیرش خود را در زمینه های مختلف افزایش دهید. این مشاوره ها در غالب برنامه منتورشیپ به شما کمک می کند تا توان خود را در رویارویی با مسائل ارتقا دهید. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- رابطه عاطفی دقیقا چیست؟ سوالی است که یک مسئول روابط عمومی یا یک شخص عادی می تواند از خود بپرسد. اما پاسخ به این سوال کمک می کند تا درکی عمیق تر از روابطمان و به ویژه روابطمان با جنس مخالف بدست آوریم.
شاید هیچکس نتواند جواب دقیقی به این سوال بدهد.
جان استنفورد می گوید:
ما عشق را نمی شناسیم،
تعریف عشق کار ما روانشناسان نیست؛
کار شاعران و هنرمندان است...
گوگنبال، روانکاو یونگین می گوید :
چیزی که در سال ها مطالعه و تحقیق و درس گرفتن از درمانگران و استادان مختلف آموختم این بود که رابطه قرار نیست حال کسی را خوب کند...

رابطه، ادامه ی تنهایی های فردی توست و شاید فقط با حضور دیگری بتوانی نبودن بهشت برروی زمین را درک کنی....
تمامی بهشت ها تاریخ انقضا دارند و اگر خیلی آگاه باشیم می فهمیم هیچ بهشتی روی زمین وجود خارجی ندارد...
در رابطه عاطفی بارها از بهشت بیرون می افتیم تا بفهمیم نمی توانیم انتظاری از محبوب داشته باشیم...
شاید گاهی فقط یک انتخاب داشته باشیم،
عشق بدهیم جزآنکه انتظار عشق داشته باشیم.
و شاید بتوانیم به این درک برسیم که عاشق از معشوق جداست...
دیگری، طرف مقابل تو، صرفا یک "دیگری" است نه راهی برای رسیدن به ایده آل های درون...
راه رسیدن به ایده آل های درون فقط جاده درون است نه بیرون !
رابطه جایی است که می توانی بفهمی تو واقعا کیستی؟
چقدر بخشنده ای؟ چقدر خسیسی؟ چقدر...
رابطه جایی است که می فهمی هیچکس مسئول شادی هیچ کس نیست...
خودت مسئول شادی و ناراحتی خودت هستی نه دیگری....
در یک رابطه عاطفی هر دو نفر بالغ میشوند؛
دختر به زن بدل می شود و پسر به مرد !...
نه از نظر جسمی...
بلکه به لحاظ روانی !...
رابطه جایی است که تو حل مسئله را می آموزی و سال ها پنهان کردن خودت در تنهایی ها را بیخیال می شوی و به شهر می آیی و می فهمی:
درویش آن نیست که به کوه رود
درویش در میان مردمان عارف می گردد.
رابطه،
فراموش کردن دوران کودکی و شیرخوارگی است؛
رهایی از گیرکردگی های رشد و رسیدن به بلوغ؛
رابطه احترام متقابل است در عین احترام به خود با رعایت دقیق مرزهای عاطفی و شخصی...
رابطه عاطفی، گیر آوردن یک شریک رقص و همراه برای میهمانی های شبانه نیست؛
درک طرف مقابل است؛
یعنی درونیات خودت!
رابطه،
آمدن برای ماندن است نه آمدن برای رفتن؛
رابطه یعنی زخم های من مال من است و اگر توانستی درکم کنی؛
بیشتر عاشقت می شوم اما ببخشید که نمی توانم خوبت کنم،
التیام و شفای
تو، در توست...!
«مدرسه روابط عمومی»- قاعده ای در روابط وجود دارد که می تواند معیار خوبی برای سنجش آن ها باشد. خیلی وقت ها افراد جذب کسانی می شوند که بخشی از نقاط ضعف شان را پوشش می دهد.
این کشش و جذبه در کوتاه مدت نه تنها می تواند رابطه را حفظ کند بلکه شور و اشتیاقی به همراه دارد که مانع اندیشیدن عمیق تر به رابطه می گردد.
در اینگونه رابطه ها همیشه یک نفر انرژی دهنده است و دیگری انرژی خوار. یک نفر حامی است و دیگری حمایت گیرنده.
روند فرسایشی که مرور زمان آرام آرام خستگی های آن را جلوگر می کند و به جایی می رساند که همان ویژگی که روزی نقطه اتصال رابطه بود نقطه انفصال آن می شود. کم کم افراد از هم دور شده شاید بدون اینکه حتی بفهمند چرا!!!
وجود اینگونه روابط علی رغم هزینه هایی که دارند، در کسب شناخت عمیق تر افراد از شخصیتشان نقش مهمی ایفا می کنند؛ امتحان دشواری که پیچ و خم های روان را بیرون کشیده و به دنبال راه حلی برای اصلاح آن است. نادیده گرفتن و گریختن از آنها، بخشی از رشد را مختل خواهد کرد.
بنابراین آنچه مهم است توانائی فرد در تشخیص ضعف ها، مواجهه با آنها و یافتن ریشه های شکل گیری یک رابطه و تلاش برای جبران کمبودها بر اساس توانائی خوداست.
رابطه ای دوام میابد که افراد با نقاط قوت خود و نه پوشش ضعف هایشان کنار هم قرار گیرند.
صمیمیت واقعی تنها هنگامی ممکن است که دو طرف رابطه هویت مستقل و معقول خود را یافته، معنا و مفهوم زندگی خود را ترسیم نموده و در جهت آن حرکت می کنند.
تا زمانی که معنای زندگی یک فرد در وجود دیگری تعریف شود، چرخش انرژی رابطه، معیوب خواهد بود.
باید توجه داشت هویت مستقل به معنای شخصیت کامل و بی عیب نیست بلکه مقصود هویتی است که مسئولیت خود و مسیرش را آگاهانه پذیرفته است.
در چنین رابطه ای نه تنها اصطکاک ها به حداقل می رسد بلکه انرژی مضاعفی برای ساختن بوجود می آید.
بنابراین سعی کنید اگر در رابطه ای در شرایط توازن قرار ندارید، آن رابطه را مجددا تعریف کنید. این کار را با مراجعه به مشاور می توانید انجام دهید. به خاطر داشته باشید، قطع یک رابطه غلط با همه هزینه هایش، بهتر از ادامه دادن آن رابطه به هر بهایی است.
«مدرسه روابط عمومی»- باورها قوانینی هستند که ما با آنها زندگی میکنیم. اصولی که مدلهای زندگی ما را شکل میدهند و ما از دریچه همین باورها به دنیا نگاه می کنیم. اگر امروز به عنوان مدیر روابط عمومی در سازمانی نشسته اید باید بدانید که باورهای همکارانتان می توانند شرکت و موسسه شما را به موفقیت برساند و یا آن را از بین ببرد. بنابراین باید این باور را بپرورانید.
برای مثال: در مورد خود یا بستگان خود و یا توانایی های خود باورهایی داریم که ممکن است درست نباشند، در حالیکه ما بر روی همین باورها سرمایه گذاری می کنیم.

" من به تو گفتم.... " یک عبارت رضایتبخش برای ما می باشد و این معنی را می دهد که باورهای ما درست بوده است، در حالیکه شاید اینگونه نباشد.
باورها به عنوان عامل و یا مانع دستیابی به تواناییهای ما عمل می کنند. اگر باور داشته باشید که فردی دوست داشتنی نیستید، در مسیری حرکت میکنید که شاید مردم را از خود دور کنید تا باور خود را تایید کنید، هرچند اگر خودتان نخواهید که این اتفاق بیفتد.
اگر باور داشته باشید که دوست داشتنی هستید، بیشتر به سمت مردم جذب خواهید شد و آنها نیز تمایل بیشتری به تایید باورهای شما خواهند داشت.
حال بسنجید که چه باورهایی در محیط کار هستند که می توانید از آنها استفاده کنید و با تقویت آنها سازمان و موسسه تان را به سمت موفقیت سوق دهید. البته شما ابزارهای زیادی برای القای باورها دارید. اگر نتوانستید ما در کنار شما هستیم. حتما با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- خداوند در قرآن شریف دوازده ویژگی یک سخن خوب را مطرح می کند که می تواند برای روابط عمومی هایی که می خواهند فعالیت خود را بر مبنای الگوی اسلامی تنظیم کنند مورد توجه قرار گیرد.

۱. آگاهانه باشد.
“لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَڪَ بِهِ عِلْمٌ”
۲. نرم باشد.
“قَوْلاً لَّیِّناً”
زبانمان تیغ نداشته باشد.
۳. حرفی که می زنیم خودمان هم عمل کنیم.
“لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ”
۴. منصفانه باشد.
”وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا”
۵. حرفمان مستند باشد.
”قَوْلًا سَدِیدًا” منطقے حرف بزنیم.
۶. ساده حرف بزنیم.
”قَوْلاً مَّیْسُورًا”
پیچیده حرف زدن هنر نیست.
“روان حرف بزنیم”
۷. کلام رسا باشد.
” قَوْلاً بَلِیغًا”
۸. زیبا باشد.
”قولوا للناس حسنا”
۹. بهترین کلمات را انتخاب ڪنیم.
“یَقُولُ الَّتے هِیَ أحْسَن”
۱۰. حرف هایمان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد.
“و قولوا لهم قولا معروفا”
۱۱. همدیگر را با القاب_خوب صدا بزنیم.
“قولاً ڪریماً”
۱۲. کمک کنیم تا در جامعه حرف های پاک باب شود.
“هدوا الی الطّیب من القول“
این جملات الگوهای مناسبی را در اختیار روابط عمومی قرار می دهد. الگوهایی که می توانند در جهت بومی سازی روابط عمومی بر اساس اخلاق اسلام به ما کمک کنند. برای اخذ مشاوره و دوره های آموزشی می توانید با مدرسه روابط عمومی در تماس باشید.
«مدرسه روابط عمومی»- دکتر بیوک تاجری در یادداشتی در باب اعتیاد می نویسد که نیاز است در خصوص اعتیاد افراد آگاهی بدست آوریم. این آگاهی در روابط عمومی ها بسیار مهم است. چراکه اعتیاد می تواند بر کارایی افراد به شدت اثر منفی داشته باشد و چناچه در مراحل اولیه باشد می توان جلوی آن را گرفت. بنابراین یک مدیر روابط عمومی باید از نحوه تعامل با فرد معتاد آگاه باشد.
اما سوال اینجاست که با فردی که شک داریم شاید از مواد استفاده میکند، چه باید کرد؟
اگر بههر دلیلی به مصرف مواد توسط یکی از اطرافیان خود شک کردید، قبل از انجام هر اقدامی، اول به پرسشهای زیر پاسخ دهید:

«مدرسه روابط عمومی»- دوازده ویژگی یک سخن خوب از دیدگاه قرآن کریم می تواند به روابط عمومی ها که محل تلاقی مخاطب و کلام هستند کمک کند تا اخلاق اسلامی را در فضای کار خود حکم فرما کنند.

۱. آگاهانه باشد.
“لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَڪَ بِهِ عِلْمٌ”
۲. نرم باشد.
“قَوْلاً لَّیِّناً”
زبانمان تیغ نداشته باشد.
۳. حرفی که می زنیم خودمان هم عمل کنیم.
“لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ”
۴. منصفانه باشد.
”وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا”
۵. حرفمان مستند باشد.
”قَوْلًا سَدِیدًا” منطقے حرف بزنیم.
۶. ساده حرف بزنیم.
”قَوْلاً مَّیْسُورًا”
پیچیده حرف زدن هنر نیست.
“روان حرف بزنیم”
۷. کلام رسا باشد.
” قَوْلاً بَلِیغًا”
۸. زیبا باشد.
”قولوا للناس حسنا”
۹. بهترین کلمات را انتخاب ڪنیم.
“یَقُولُ الَّتے هِیَ أحْسَن”
۱۰. حرف هایمان روح معرفت و جوانمردی داشته باشد.
“و قولوا لهم قولا معروفا”
۱۱. همدیگر را با القاب خوب صدا بزنیم.
“قولاً ڪریماً”
۱۲.کمک کنیم تا در جامعه حرف های پاک باب شود.
“هدوا الے الطّیب من القول“
بنابراین یک روابط عمومی می تواند با در نظر گرفتن این نکات در جهت بهره گیری از اخلاق قرآنی در فضای کار حرکت کند. برای آموزش و مشاوره می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- مدیران روابط عمومی عموما افراد سخنوری هستند. با این حال گاهی نکاتی در سخنوری فراموش می شود و باید یادآوری شوند تا سخنرانی گیراتر و جذاب تر شود.
به دست آوردن حضور صدایی مناسب برای صحبت کردن در جمع نه تنها به کارتان و موفقیت شرکتتان کمک میکند بلکه به شما این امکان را میدهد که دقیقاً همان پیامی که در ذهن دارید را به مخاطبینتان برسانید: البته کاملاً موثر و سریع. در زیر به 5 عنصری اشاره میکنیم که کمکتان میکند به سطح بالاتری از تاثیرگذاری صدا در کار دست یابید.
۱. حمایت تنفس:
تنفس در حرف زدن با نفس کشیدن عادی فرق دارد و موقع حرف زدن نیاز به تنفس عمیقتری است. همچنین این نفس کشیدن باید بسیار کنترلشدهتر باشد زیرا حرفی که از دهانتان بیرون میآید، نتیجه برخورد هوا به تارهای صوتیتان است. تنفس درست پایه و اساس خوب حرف زدن است زیرا مخالف تنفس بد به دلیل عصبی بودن و استرس داشتن است. تمرین اصلی آن تمرین تنفس دیافراگمی است. نام دیگر آن تنفس از شکم است و بسیار کار سادهای است: اجازه بدهید شکمتان موقع داخل و بیرون دادن هوا بالا و پایین شود نه سینه و شانههایتان. با تنفس از شکم شما ذخیره هوایی ایجاد میکنید که به خوبی از صدایتان حمایت کرده و باعث قویتر شدن آن میشود.
۲. عطف صوتی:
این دقیقاً متضاد حرف زدن «یکنواخت» است. شما هم احتمالاً مثل بقیه آدمها وقتی درمورد موضوعی که خیلی به آن علاقه دارید صحبت میکنید، صدایتان بالا-پایینهایی پیدا میکند. از طرف دیگر حرف زدن در موقعیتهای پرفشار باعث صاف و یکنواخت شدن تن صدای شما خواهد شد. این باعث میشود که شنوندهها توجه خود را از دست بدهند زیرا گوشهای ما به تغییر جواب میدهد نه به یکنواختی. سخنرانان در عرصه تجارت معمولاً افت و خیزهای زیادی به صدای خود نمیدهند اما اینکه صدایتان محدوده بالا و پایین شدن دارد، یک دلیل داشته است! اگر صدایتان چندان رسا نیست، وقت آن رسیده که کمی رنگ و بوی آن را تغییر دهید. با این روش شنوندههایتان خیلی راحتتر خام حرفهایتان خواهند بود.

۳. طرحریزی برای قدرت:
چرا سخنرانان تجاری اعتقاد دارند که محتوای حرفهایشان اهمیت بسیار زیادی دارد اما توجهی به مهارتهای صدایی خود ندارند؟ برای اینکه شنوندههایتان را به همانجایی که خودتان میخواهید هدایت کنید، به قدرت ماکسیمم نیاز دارید. صدای شما یکی از راههایی است که با کمک آن میتوانید به این دست پیدا کنید. قدرت صدا با تنفس دیافراگمی شروع میشود زیرا باعث میشود صدا انعکاس قویتری داشته باشد. هیچوقت سعی نکنید برای رسیدن به چنین نوع قدرتی بلندتر حرف بزنید زیرا باعث میشود صدایتان به شکل ناخوشایندی تغییر کند. درعوض، سعی کنید انرژیتان را بیشتر کنید.
۴. همدردی:
هر سخنگویی باید نسبت به شنوندههای خود همدردی نشان دهد. البته، همدردی چیزی نیست که در آن لحظه بسازید. برای اینکار باید درمورد موضوع بحثتان کاملاً بااحساس حرف بزنید. اگر صدایتان طوری به نظر برسد که انگار نسبت به موضوع بیتفاوت هستید، شنوندهها هم همینطور خواهند بود. و برای به کار بردن زبان حساسی برای متقاعد کردن و الهام بخشیدن به آنها تردید نکنید. همچنین باید راهی برای «شنیدن» شنوندههایتان پیدا کنید. چه گفتگوی غیرکلامی دریافت میکنید؟ شنوندههایتان هستند که با شما حرف میزنند، صدایشان را میشنوید؟ به آنها نشان دهید که احساسشان را نسبت به طریقه حرف زدنتان با آنها میفهمید و به سوالاتشان پاسخ دهید.
صدای شما قدرت بینظیری برای تحت تاثیر قرار دادن شنوندههایتان نسبت به پیامتان دارد. پس چرا از این به بعد «هوشمندانهتر» صحبت نکنید و از این ابزار لازم کاری بهره کافی نبرید؟
5. لحن صدا
%80 سخنرانی فراموش می شود. چیزی که در خاطر مخاطب باقی میماند: لحن و آرامش صدای شماست. سعی کنید خوش بینانه, با لحنی باطراوت و همراه با لبخند سخن بگویید. اینهاست که در خاطر میماند.
مدیران روابط عمومی نیاز دارند تا با شرکت در دوره های آموزشی سخنوری، توانایی سخنرانی خود را افزایش دهند. لذا در این خصوص می توانید با ما در تماس باشید.
«مدرسه روابط عمومی»-بدیهی است که زندگی خوب مبنایی برای کار و فعالیت خوب است. بنابراین پاسخ به این سوال که زندگی خوب چیست؟ می تواند به یک مدیر روابط عمومی کمک کند، تا درکی عمیق تر از کاری که باید انجام بدهد بدست آورد. جواب این سوال در تحقیقی است که ۷۵ سال طول کشید.
تیم روانپزشکان هاروارد ۷۵ سال روی یک پروژهء تحقیقاتی کار کردند. سوال تحقیق این بود که چه چیزی باعث میشود شما از زندگی رضایت داشته باشید. دلیل اصلی اینکه زندگی را خوب و شاد بدانیم چیست؟
۷۵ سال پیش در یک نظرسنجی از نسلی جوان پرسیدند که مهمترین اهداف زندگیشان برای آینده چیست؟ بیشتر از ۸۰٪ گفته بودند پولدار شدن و بیش از ۵۰٪ اهداف دیگری از جمله مشهور شدن را هدف زندگی خود عنوان کردند. در این تحقیق زندگی ۷۲۴ مرد را هر سال و به مدت ۷۵ سال از نظر زندگی، شغل، سلامت و... زیر نظر گرفتند و جذابیت این پروژه در این بود که هیچ کس نمیدانست تک تک این افراد چه زندگی و داستانی در آینده خواهند داشت.
در سال ۲۰۱۳ هنوز ۶۰ نفر از آنها زنده بودند که اغلب بالای ۹۰ سالشان بود. در حال حاضر تحقیقی مشابه روی حدود ۲۰۰۰ فرزندی که از این افراد بجا مانده است در حال انجام است.
این مطالعه در سال ۱۹۳۸ روی دو گروه آغاز شد. گروه اول دانشجویان هاروارد بودند که در زمان جنگ جهانی درسشان تمام شد و تعداد زیادی از آنها به جنگ رفتند، گروه دوم پسرانی از فقیرترین محله های شهر بوستون بودند. بعدها که این افراد بزرگ شدند هر کدام مسیر زندگی خاص خود را داشتند، برخی کارگر، برخی وکیل، دکتر یا مهندس شدند. گروهی الکلی و برخی مبتلا به شیزوفرنی شدند. یک نفر از این جمع هم رییس جمهور آمریکا شد.
در این تحقیق فقط پرسشنامه برای افراد ارسال نمیشد بلکه هر بار مصاحبه و سوابق پزشکی، آزمایش خون و اسکن مغزی روی آنها انجام میشد.
اما آنچه از این تحقیق بدست آمد چه بود؟ از این صدها هزار صفحه اطلاعاتی که جمع آوری شد چه پیام و چه پاسخی به دست آمد؟

پیام روشنی که این مطالعهء ۷۵ ساله به ما داد این بود که مهمترین عامل شاد و سالم بودن در زندگی داشتن روابط خوب است.
در این تحقیق سه درس بزرگ راجع به روابط بدست آمد:
۱- روابط اجتماعی یک عامل بسیار مهم و خوب است. تنهایی و احساس تنها بودن انسان را از بین میبرد.
به نظر میرسد افراد با روابط اجتماعی خوب و با حضور در جمع خانواده، دوستان و جامعه، از لحاظ روحی شادتر، از نظر فیزیکی سالمتر و همچنین دارای عمر طولانی تری هستند. تنهایی یک تجربهء مسموم و تلخ و دردآورد است. افرادی که گوشه گیر هستند از لحاظ درونی کمتر خوشحالند و سلامتی آنها زودتر به خطر می افتد. این افراد کارکرد مغز خود را زودتر از دست میدهند و زندگی کوتاهتری خواهند داشت.
۲- دومین نکتهء این تحقیق این بود که تعداد دوستان مهم نیست، و حتی اینکه شما در رابطه تعهد دارید هم مهم نیست، بلکه کیفیت رابطه ای که در آن هستید بیشترین اهمیت را دارد. به عبارتی دیگر میزان جر و بحث و مشاجره و دعوایی که در یک رابطه وجود دارد بیشترین تاثیر را بر زندگی و سلامت ما دارد. حضور در چنین روابط و ازدواجهای پر تنشی حتی از آسیبهای طلاق هم بدتر است.
۳- و سومین درس بزرگی که از این تحقیق گرفتند این بود که یک رابطهء خوب و صمیمی روی عملکرد مغز ما اثرات مثبت دارد. افرادی که در دوران سالمندی در یک رابطهء خوب بودند حافظه ای بهتر و طولانی تر داشتند.
یک رابطهء خوب به این معنا نیست که هیچ وقت مشاجره و اختلاف و ناراحتی در آن وجود نداشته باشد بلکه به این معناست که دو طرف رابطه به همدیگر حس تعلق داشته باشند و بدانند که در زمان سختیها و مشکلات میتوانند به یکدیگر اتکا و اعتماد کنند.
نکتهء جالب دیگر این که فرزندان این نسل که مورد مطالعه قرار گرفتند هم اکثرا در سنین نوجوانی معتقد هستند که برای رسیدن به یک زندگی شاد و موفق عامل اصلی ثروت و شهرت است.
مارک تواین یک قرن پیش وقتی به گذشته خود نگاه میکرد نوشت:
« زمان زیادی باقی نیست، زندگی خیلی کوتاه است. وقتی برای جر و بحثها، عذرخواهی ها، دل شکستنها وجود ندارد. ما فقط برای عشق ورزیدن وقت داریم.»
شما به عنوان مسئول روابط عمومی نیازمند القای روش برقراری ارتباط سالم به کارمندان و مخاطبان هستید. لذا برای آموزش و مشاوره می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- هنگامی که ما حس افراد دیگر را بهتر شناسایی میکنیم و زمانی که میتوانیم حالتهای صورت آنها یا احساساتشان از جمله ناراحتی، خوشحالی و خجالت را تقلید کنیم ناخودآگاه به این افراد بیشتر جذب میشویم و از آنها بیشتر خوشمان میآید.
شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به طور ناخودآگاه از فردی خوشتان بیاید یا به او جذب شوید اما خودT علت آن را ندانید. مطالعهای جدید نشان داده است که اعتماد به نفس افراد در خواندن و تشخیص احساسات فرد دیگر میتواند سبب شود که فردی را جذابتر بدانند.

این مطالعه نشان داده است هنگامی که ما حس افراد دیگر را بهتر شناسایی میکنیم و زمانی که میتوانیم حالتهای صورت آنها یا احساساتشان از جمله ناراحتی، خوشحالی و خجالت را تقلید کنیم ناخودآگاه به این افراد بیشتر جذب میشویم و از آنها بیشتر خوشمان میآید.
نتایج این مطالعات نشان داده است که به محض اینکه احساس فرد مقابل را حس میکینم و یا ناخودآگاه حالت صورت او را تقلید میکنیم، سیگنالهایی به مغزمان فرستاده میشود که سبب میشود به آن فرد جذب شویم. در واقع هنگامی به فردی جذب میشویم یا او را جذاب در نظر میگیریم که بتوانیم احساسات و حالت او را تشخیص دهیم.
شاید به همین علت باشد که گفته میشود، برخی افراد در یک نگاه عاشق میشوند. همچنین باید توجه داشت که تکرار کلمات مورد علاقه افراد باعث می شود که جذابیت شما در نگاه او بیشتر شود. اینها تکنیک های ارتباطات انسانی است که مدیران روابط عمومی به آن نیاز دارند. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- دنیای ارتباطات دنیای بسیار پیچیده ای است. نظریات گوناگونی در باب ارتباطات در جهان امروز مطرح اند و در جایگاه های مختلف می توان آنها را استفاده کرد. استفاده از این اطلاعات باعث می شود که زبری روابط از بین رفته و روابط میان افراد تبعات کمتری را ایجاد نماید. لذا در این یادداشت قصد داریم که ضمن معرفی انواع رابطه به نحوه تعامل با دیگر از طریق رابطه ای مناسب اشاره کنیم.
هر رابطهای را میتوان در یکی از دو گروه زیر قرار داد:
مالکیت به همراه خود، کنترل کردن بیش از حد و اعمال نظر و تحمیل خواستهها را هم میآورد. «سرپیچی» و «اطلاعت» هم واژههایی هستند که در این مدل ذهنی معنا پیدا میکنند.
هر دو طرف در این نوع از رابطه، عموماً ناراضی هستند و دیگری را به عنوان علت نارضایتی معرفی میکنند.

مادر معتقد است که فرزندش قدرناشناس است و تمام زحمات او را به هدر داده است. فرزند هم معتقد است که مادرش دست و پای او را بسته و حقوق اولیه زندگی را از او سلب کرده است.
مدیر معتقد است خودش و زندگیاش و ثروت و درآمدش را صرف رفاه و خوشحالی کارکنانش کرده است. کارکنان هم معتقدند که مدیر، به خاطر حقوقی که میدهد، آنها را بردهی خودش میداند!
اگر چه ممکن است شکل اول رابطه، در کوتاه مدت، رضایت بخش باشد، اما عموماً در بلندمدت نمیتواند رضایت طرفین را تامین نماید.
تمام آنچه در یک رابطه مطرح میشود «پذیرش» و «عدم پذیرش» است. هر یک از طرفین خواسته خود را میگوید، از آن دفاع میکند، دلایل و استدلالهای خود را مطرح میکند و طرف دوم میتواند آنها را پذیرفته یا رد کند.
«رابطه دوستانه»، بر مبنای گفتگو و مذاکره و توصیه شکل میگیرد و «رابطه مالکانه» بر اساس اعلام نظر و تحمیل و تجویز.
حالا یک بار دیگر اتفاقات روزمره زندگی را با خودتان مرور کنید و ببینید چه سهمی از روابط شما از جنس روابط دوستانه و چه سهمی از جنس روابط مالکانه است.
انواع رابطه به ما می آموزد که نباید روابط را به سمت رابطه مالکانه ببریم. چراکه تبعات این موضوع برای خودمان و خانواده و همکارانمان زیاد است. یک مدیر روابط عمومی باید نوع روابط میان همکاران را شناسایی کرده و در صورتی که رابطه مالکانه میان دو نفر برقرار است سعی در اصلاح آن کند. در این زمینه می توانید از مشاوره ما بهره مند شوید. می توانید با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- در دفتر روابط عمومی نشسته بودم. یکی از همکاران وارد دفتر شد و شروع به تعریف از فرزند خود نزد مدیر روابط عمومی کرد. گفت فرزند من خودش را برای من و مادرش فدا کرده است. ازدواج نکرده و به شدت کار می کند تا بهترین زندگی را برای ما فراهم کند. ما از او راضی هستیم. تصویری که او از فرزندش ارائه می کرد تصویری از فرزندناجی یا آسیب خورده بود!
اغلب می پنداریم فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد فرزندی نمونه و وفادار است ولی چنین نیست، واقعیت این است که وقتی فرزندی همیشه نگران شماست یعنی خودش یک آسیب دیدهٔ واقعی است که مسئول آسیبش شمایید!

یک والد خوب والدی است که به فرزند توانایی و قدرت آسوده فاصله گرفتنِ را بدهد. فرزند ناجی نه نشانه وفاداری او بلکه نشانه آسیب خوردگی اوست.
وقتی مرتب در گفتگوها گوشزد میکنید که در این زندگی، چقدر رنج دیده اید و…. یعنی فرزندم من قربانی ام، تو تنها چشم امید و ناجی منی. حالا او خودش را نجات دهنده شما تصور میکند و هیچ لحظه ای را برای نجات شما از دست نمی دهد، غافل از اینکه خودش تمام زندگیش را با نگرانی برای شما از دست می دهد.
در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندانمان میدهیم آنها را مدیون و بدهکار و ناامن نکنیم، به آنها کمک کنیم زندگی های مستقل و ذهن های آرام داشته باشند. اینها جملاتی بودند که به مدیر روابط عمومی منتقل کردم و به او گفتم شما مسئول هستید که همکارتان را در این زمینه راهنمایی کنید. این وظیفه همه روابط عمومی هاست. شما سواد ارتباطی دارید و باید بدانید که چطور با مسائل روانی همکاران برخورد کنید. این مسائل مسائل ساده ای نیستند، بلکه باعث می شوند که این پدر که تا کنون دچار اشتباهات فراوان شده، روزی در اوج ناراحتی شرکت را ترک کند. بنابراین پیش از اینکه مسائل گسترده شود، می توانید از مشاوره و آموزش برای او استفاده کنید.
مدرسه روابط عمومی این خدمات را در اختیار شما خواهد گذاشت. می توانید با ما تماس بگیرید و مسائل خود را مطرح کنید.
«مدرسه روابط عمومی»- هرچه در محیط کار افراد احساس امنیت بیشتری داشته باشند، بهتر می توانند شکوفا شده و خلاقیت به خرج دهند و در نتیجه دستاوردهای ارضا کننده بیشتری از فعالیتهایشان بدست می آورند. این امر در زندگی فردی نیز صادق است.
با توجه به اینکه کارن هورنای مسئله عدم احساس امنیت و اضطراب را در انسان بسیار جدی میبیند، قسمت عمدهای از نظریه کارن هورنای بر روی «استراتژیهای انسانها برای تامین امنیت» متمرکز شده است.
گاهی این امنیت توسط یک نفر در محیط کار یا زندگی ساقط می شود. در چنین شرایطی اولین استراتژی مورد استفاده انسانها در دستیابی به امنیت، حرکت کردن به سمت مردم است.

بسیاری از ما احساس میکنیم اگر به سمت مردم حرکت کنیم و خواستههای آنها را رعایت کنیم، آنها ما را دوست خواهند داشت و ما را تایید و تحسین خواهند کرد. این مردم گاهی می تواند یک نفر باشد. مثلا ما بیش از اندازه به مدیرمان نزدیک می شویم یا بیش از اندازه به والدینمان نزدیک می شویم.
مثلاً زنی که میبیند همسرش او را آزار میدهد و با او خوب برخورد نمیکند، احساس میکند شاید اگر به خواستههایش توجه داشته باشم و بیشتر مطابق میل او راه بروم، او به من و بچهها بیشتر توجه کند. به عبارتی اگر بخواهیم این رفتار را در یک باور کلیدی خلاصه کنیم، باید بگوییم که:
«اگر تو را دوست داشته باشم، تو به من آسیب نمیرسانی».
بدیهی است که حداقلی از این رفتار، چه در محیط خانواده و چه در محیط کار یا در گروههای دوستان، قابل درک است. اما شکل افراطی این رفتار میتواند "آسیبهای جدی "به همراه داشته باشد. به یاد داشته باشید که با این نزدیکی آسیب شما بیشتر می شود و باید در اسرع وقت سعی کنید که آن شخص را ترک کنید. ولو شده به اندازه یک شهر فاصله بگیرید تا بتوانید خودتان را بازیابی کنید. این اصل را فراموش نکنید که اگر یک چاقو را محکم بفشارید، او به شما نزدیکتر نمی شود، آن فقط شما را بیشتر می برد. برای آگاهی و کسب مشاوره در مسائل ارتباطی می توانید با ما تماس حاصل کنید.
«مدرسه روابط عمومی»- روابط عمومی یکی از مکان هایی است که بیشترین انتقاد به سمت اوست. اگر بخش های صف و ستاد کارشان را به خوبی انجام ندهند، بازتاب آن به روابط عمومی گزارش می شود. در ارتباط رودررو و تلفنی، یک ارتباطگر روابط عمومی باید بتواند به خوبی با انتقادها روبرو شود. در این یادداشت 5 راه عالی برای برخورد با انتقاد مطرح شده است.
اینکه در برابر ارزیابی یک شخص از خودتان، به سرعت وارد حالت تهاجمی شوید، هرگز چیز خوبی نیست. دلیل تراشیدن، برای آنچه انجام دادهاید، سبب میشود تقریباً همیشه، چهرهای انتقاد ناپذیر و ستیزهجو از شما در نگاه دیگران ایجاد شود و احتمالاً به تأیید بسیاری از دیدگاههای انتقادی آنها دربارهی شما میانجامد. به جای اینکه راه را برای آن حس تهاجمی اولیه باز بگذارید، نفسی عمیق بکشید، افکارشان را پذیرا باشید و چند سؤال راهگشا ازآنها بپرسید، پرسشهایی همچون: "ممنون که من را متوجه این موضوع کردید.
میتوانید به چند مورد خاص اشاره کنید که من در برقراری ارتباطات ناموفق بودم؟
یا به نظر شما چگونه میتوانستم آن کار را به گونهای دیگر انجام دهم؟
پرسیدن سوالهایی که پاسخهای دیکته شده ندارند، موجب میشود در نظر دیگران به صورت فردی مشارکتپذیر، انعطافپذیر و روشنفکر جلوه کنید.
هیچگاه در پاسخ به یک انتقاد نگویید”خودم میدانم”. منتقد شما با شنیدن این جمله، موضع تدافعی میگیرد و گفتوگویی که میتوانست دوستانه و نتیجه بخش باشد، تبدیل به جدل یا جدال لفظی میشود. اگر این عادت را دارید، سعی کنید آن را با عبارت مثبتتری هم چون "متوجهام” جایگزین کنید.

اینکه وقتی از شما انتقاد میشود، احساس کنید همه بر ضدتان هستند، امری طبیعی است. احتمالاً پیش خود احساس میکنید فرد انتقادکننده شما را هم از لحاظ احساسی و هم از لحاظ حرفهای بیکفایت میداند. ولی در حقیقت، آنها یک دیدگاه را بیان میکنند.
اگر دیگران واقعاً از شما بیزار بودند و نمیخواستند شما را ببینند، دور و برتان حضور نداشتند. به جای اینکه دلسرد یا خشمگین شوید، خوشحال باشید که اطرافیانتان آنقدر با شما راحت هستند که مسائلشان را با شما در میان میگذارند و اطمینان دارند شما به حرفهایشان گوش میدهید و به دلیل طرح این حرفها، دربارهی آنها فکر بدی نمیکنید.
راهتان را تغییر دهید اما ضرورتی ندارد اظهار تأسف کنید، مگر در وضعیتی که عذرخواهی نیاز باشد (مثل زمانی که احساس کسی را جریحهدار کردهاید). اگر رییستان به شما میگوید چند گزارش قبلی شما، دارای غلطهای دستوری بود و از این پس گزارشهایتان را پیش از فرستادن، غلطگیری کنید، همان تغییر حالت ناگهانی شما، گویای تأسف شما است. به کار بردن عبارت "متاسفم” در جاهایی همچون محل کارتان که جای پیشرفت دارید، معمولاً حس ناامیدی را در شنونده القا میکند و تصویری مردد و غیرقابل اطمینان از شما ارائه میدهد. برای جایگزینی "متاسفم”، یک پاسخ قویتر را امتحان کنید، برای نمونه بگویید: "حتماً، من آن را تغییر خواهم داد.”
انتقادها بخشی از زندگی هستند. به یاد داشته باشید هیچکس کامل نیست. اگر کسی خواستار تغییر شما است، در واقع دارد روی شما سرمایهگذاری میکند و دلیل این سرمایهگذاری هم این است که شما به دلیلهای گوناگون برای آنها ارزشمند هستید. ارزش خود را بدانید و سعی نکنید منتقدان خود را به مشقت بیندازید، هر چند برخی مواقع این کار دشوار است. شما کارهای مهمتری برای انجام دادن دارید.
«مدرسه روابط عمومی»- اثر شترمرغی؛ دام روانی تصدیق یکی از آسیب های مدیریت است که گاهی گریبان روابط عمومی ها را هم می گیرد. در این یادداشت قصد داریم که به این موضوع بپردازیم و آن را از ابعاد گوناگون مورد توجه قرار دهیم.
ممکن است بعد از اتخاد یک تصمیم (انجام یک انتخاب)، دیگر بررسی آن را به کلّی کنار بگذاریم و به اصطلاح خارجیها سرمان را مثل شترمرغ در شن بکنیم و یا به اصطلاح ایرانی ها مثل کبک سرمان را در برف کنیم. این خطای ذهنی یکی از حالت های دام روانی تصدیق است. این حالت خاص به زمانی اشاره میکند که بازخورد و اصلاح سرکوب میشود. هر تصمیمی نیاز به بازخورد و اصلاح دارد و اثر شترمرغی (Ostrich effect) یعنی کور کردن سازوکاز بازخورد و اصلاح. معروف است که شترمرغ ها در هنگام فرار از موقعیت های خطرناک برای ندیدن و نادیده گرفتن موقعیت خطرناک سر خود را در شن فرو می کنند.

علت آن چیست؟ علتش این است که فکر کردن انرژی دارد به ویژه اینکه بخواهی در مورد درست یا اشتباه بودن تصمیم خودت تصمیم بگیری. از طرف دیگر شاخصی نداریم که کی باید فکر کردن را متوقف کنیم. بنابرین بجای اینکه «به اندازه بهینه» دوباره مشاهده و فکر کنیم، راه حل ساده و سرانگشتی را انتخاب میکنیم؛ کمی قبل از انتخاب فکر میکنیم امّا بعد از انتخاب فکر کردن را کنار میگذاریم.
کاربرداثر شترمرغی در روابط عمومی
برای اینکه شترمرغ یا به تعبیری کبک نشویم چه باید کرد؟
1- برای تصمیمات مهم تان یک پرونده و مسیر ویژه طراحی کنید. یعنی اینکه سعی کنید اهداف و انتظارات تان را از آن تصمیم شفاف کنید. سعی کنید اهداف و انتظارات تان آنقدر شفاف باشد که هر زمان که به آن فکر کردید بتوانید به راحتی آن را با وضعیت به وجود آمده مقایسه کنید.
2- ذهن تان را از درگیر شدن در موضوعات انرژی بر اما کم فایده خلاص کنید تا بتوانید به موضوعات و تصمیمات مهم بپردازید وگرنه ذهن شما به صورت ناخودآگاه فرآیند ارزیابی تصمیمات گذشته را سانسور می کند چون که انرژی بر است.
3- فرآیند ارزیابی تصمیمات گذشته را تبدیل کنید به یک کلاس آموزشی. آنچه انسان می تواند از تجربه بیاموزد بسیار عمیق تر از یک کلاس آموزشی است پیش خودتان فکر کنید که اگر من نیم ساعت روی این تصمیم وقت بگذارم انگار یک کارگاه تصمیم گیری 300 هزار تومانی را ثبت نام کرده ام.
4- در گذشته نمانید. یکی از دلایل احتمالی اینکه ذهن شما بررسی تصمیمات گذشته را سانسور می کند این است که از حسرت گریزان است. بنابراین اگر به بررسی تصمیمات گذشته می پردازید، عبرت بگیرید و عبور کنید. در گذشته خیمه نزنید. ارزش یک روز آینده از از ارزش یک سال گذشته بیشتر است…
با در نظر گرفتن این نکات می توانید روابط عمومی خود را در یک جریان دائم مورد ارزیابی قرار داده و از فرورفتن در دام روانی تصدیق جلوگیری کنید. ما می توانیم به شما در این زمینه ها کمک کنیم. در صورتی که با موردی اینچنین روبرو شدید، لطفا با ما تماس بگیرید. مشاوره و آموزش در اختیار شما خواهد بود.
«مدرسه روابط عمومی»- روابط عمومی یکی از جاهایی است که مساله عزت نفس در آن بسیار اهمیت دارد. با عزت نفس پایین شما فقط در سازمان لطمه ایجاد می کنید و بنابراین توجه به عزت نفس و تقویت آن باعث می شود که بتوانید مدیر لایق تری در روابط عمومی باشید.
اما سوال این است که عزت نفس چیست؟
عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن. این حس از مجموعه افکار، احساسات، عواطف و تجربیات ما که در طول زندگی ناشی می شود.
مثلا می اندیشیم فردی با هوش یا کودن هستیم ، احساس می کنیم فردی منفور یا دوست داشتنی هستیم و ....

ویژگیهای شخصی که عزت نفس بجا دارد:

ویژگیهای شخصی که عزت نفس بالا ندارند:
اعتماد به نفس کاذب را با عزت نفس اشتباه نگیرید
این گونه اعتماد به نفس ها وابسته و زود گذر هستند.
مانند اعتماد به نفس به دلیل ثروت، شهرت، محبوبیت و یا ظاهری زیبا...
اینها هیچکدام به ماهیت واقعی افراد ارتباطی ندارند .
معمولا مردم ،افراد پررو و گستاخ را با افراد اعتماد به نفس اشتباه می گیرند . اما پررویی نیز یک نوع نقاب برای استتار بی کفایتی و اعتماد به نفس پایین است .
این گونه افراد خود را با اعتماد به نفس ،شاد ،موفق و شکست ناپذیر نشان می دهند . اما از درون احساس پوچی کرده و از شکست بسیار هراسانند.
«مدرسه روابط عمومی»- بخشی از فعالیت های روابط عمومی به دلیل جذابیت بالایی که دارد می تواند به صورت افتخاری انجام شود. اساسا روابط عمومی ای قوی تر عمل می کند که می تواند مشارکت اجتماعی بیشتری را در جهت منافع سازمان و روابط عمومی یکسو و جلب نماید. برای جلب مشارکت نیازمند برنامه ریزی هستید و بعد از برنامه ریزی برای نحوه برگزاری برنامه، نیازمند فرم جلب مشارکت هستید. در ادامه نمونه ای از فرم جلب مشارکت در روابط عمومی را ملاحظه می کنید.

بسمه تعالی
سی و پنجمین دوره ......................................... از .......... تا ............. ................ ماه سال ................... در.................. برگزار می شود. علاوه بر حضور .............................................................، بیش از دویست نفر از ......................................................، میهمان این برنامه می باشند.
بدین وسیله از نیروهای علاقمند به ........................دعوت می شود تا در زمینه برگزاری جشنواره و ارائه خدمات راهنمایی به میهمانان، مشارکت نمایند. بدیهی است دانستن حداقل یک زبان خارجی در حد مکالمه روان بعنوان پیش شرط این مشارکت می باشد. پذیرش متقاضیان منوط به شرکت در مصاحبه حضوری است که زمان و مکان آن به اطلاع شما خواهد رسید.
حضور شما عزیزان در قالب همکاری داوطلبانه میباشد و در پایان برنامه علاوه بر تقدیم گواهینامه مشارکت، از سوی دبیر برنامه به نحو مقتضی قدردانی ویژه بعمل خواهد آمد.
از علاقمندان به این امر درخواست می شود فرم پیوست را پر نموده و عودت فرمایند. ضمناً یک فایل حاوی عکس پرسنلی خود را به پیوست مرحمت فرمائید .
فرم اطلاعات افراد داوطلب برای جشنواره بین المللی فیلم فجر تهران سال ...............
نام : نام خانوادگی : سال تولد: کد ملی :
شماره تماس تلفنی : نشانی ای میل : شماره تماس تلگرام :
آخرین مدرک تحصیلی : رشته تحصیلی :
بجز زبان فارسی ، زبانی که بدان تسلط دارید : میزان مهارت زبانی : گفتگو ០ ترجمه همزمان ០
شما می توانید برای دریافت فرمهای مورد نیاز در روابط عمومی خود از کتاب «اسناد مرجع روابط عمومی» نوشته دکتر عادل میرشاهی استفاده کنید. همچنین ما می توانیم ضمن مشاوره های روابط عمومی، فرم های مورد نیاز را برایتان طراحی نماییم. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- یکی از تکنیک های حل مساله تکنیک فوق العاده «از چرایی منفی به چگونگی مثبت» است. این تکنیک معمولا زمانی که ما شکست می خوریم و ناکام می شویم به کار می آید. در این زمانها عموما شروع می کنیم و این سوالات را از خود می پرسیم:

یعنی تمرکز روی دلایل و علت های اینکه چرا من شکست خوردم و چرا من بدشانسم؟
1. گفتگوها را بررسی کنید. همه ما در طول روز هم با خود گفتگو می کنیم (گفتگوی درونی) و هم با دیگران (گفتگوی بیرونی)
2. در صورتی که گفتگوها (چه درونی و چه بیرونی) نشان از تمرکز ذهنتان بر چرایی منفی داشت، به جای اینکه دیگران را ملامت کنید، فقط با تغییر سوالات، سعی کنید که گفتگوها را به سمت چگونگی مثبت بکشانید.
3. صبور باشید؛ فقط با یک سوال نمی تواند ذهنتان را تغییر دهید. هر از چند گاهی سوالات چگونگی مثبت بپرسید و پاسخ هایی که به آن داده می شود را تشویق و برجسته کنید
با این تکنیک میتوانید به جای تمرکز بر مشکل بر راه حل تمرکز نمایید. بنابراین روابط عمومی ها و همه بخش ها می توانند از این تکنیک حل مساله برای مسائل خودشان استفاده کنند. به خاطر داشته باشید که تمام منابعی که بتوانند به سوال شما پاسخ دهند، منبع مفید به شمار آمده و مابقی را باید کنار بگذارید. برای یافتن این منابع ما در مدرسه روابط عمومی می توانیم به شما مشاوره دهیم یا نکات آموزشی خود را در دوره های ارتباطی برای همکارانتان مطرح کنیم. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. وقتی از زندگی ناراضی هستند، این یعنی خشونت علیه زنان. خشونتی که برساخته رسانه هاست.
خشونت اضطرابی است که در جان زن است که فکر میکند باید لاغرتر باشد چاق تر باشد
زیباتر باشد
خوشحال تر باشد
سنگین تر باشد
خانه دار تر باشد
عاقل تر باشد ...

خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد و اینها را رسانه ها برایش ساخته اند. خشونت آن نقابی است که زن به صورتش میزند تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. شما در روابط عمومی باید به اینها دقت کنید. باید ببینید که چطور می توانید زن را به گونه ای دیگر با ارزش جلوه دهید تا جلوی این خشونت ها گرفته شود. منظورم این است که یک عمل زیبایی، قطعا درد دارد، قطعا خونریزی دارد و قطعا کبودی دارد. مقصر اینها کیست؟ مقصر رسانه هایی است که زن را اینگونه خواسته اند. روابط عمومی باید بتواند با توسعه سواد رسانه ای، زن را از حال فعلی اش راضی کند. اما اگر نمی کند، این بدین معناست که روابط عمومی در ارتباطات درون سازمانی ضعیف عمل می کند. باید از مشورت استفاده کنید. ما می توانیم این خدمات را در اختیار شما قرار دهیم. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- نقش توسعه فردی در توسعه روابط عمومی بسیار پررنگ است. اساسا می توان گفت که بسیاری از اقدامات در روابط عمومی قائم به فرد است. هیچ دستورالعمل نوشته شده و روش از پیش تعیین شده ای وجود ندارد. بنابراین توجه به روش های توسعه فردی بسیار اهمیت دارد. در این یادداشت برآنیم تا روش های سنجش توسعه فردی را مورد توجه قرار دهیم:
در این پست شما را با ده سؤال مهمی که برای ارزیابی میزان توسعه فردی شما وجود دارد، آشنا خواهیم کرد.
پس از آنکه هر یک از سؤالها را خواندید، به هر یک از آنها از ده نمره، امتیاز دهید. در این صورت ارزیابی نسبتاً خوبی از میزان توسعهیافتگی خود خواهید داشت.
این سؤالها را میتوانید درباره زندگی شخصی و یا زندگی کاری خود بپرسید. برای مثال موقعیت کاری خود در شرکت را در نظر بگیرید و در پاسخ به هر سؤال از ده نمره، امتیاز دهید.
1) چقدر از اینکه در زندگی به کجا میروید، آگاه و شفاف هستید؟
آیا میدانید از زندگی چه میخواهید؟ آیا میدانید به کجا میروید؟ آیا برنامهای برای رسیدن به جایی که میخواهید بروید، دارید؟
2) چقدر در خصوص چیزهایی که در زندگی انجام میدهید، شایستگی دارید؟
آیا به اندازه کافی برای کارهایی که میخواهید انجام دهید، زمان و انرژی صرف میکنید؟ آیا شایستگیهای مورد نیاز برای زندگی و انجام کارهایتان را دارید؟ آیا برای کسب شایستگیهای مورد نیاز، به یادگیری نیازمند هستید؟
3) چقدر فرد بیپروا و مطمئنی هستید؟
به طور کلی چقدر خودتان را مطمئن میدانید؟ اگر در محیط جدیدی قرار بگیرید، چقدر میتواند اعتماد به نفس خود را حفظ کنید؟ در گفتگوها و مراودات خود با دیگران چقدر اعتماد به نفس دارید؟
4) چقدر نسبت به کمک خواستن از دیگران در زندگی گشوده هستید؟
آیا در هنگام نیاز به کمک از دیگران تقاضای کمک میکنید و یا ترجیح میدهید که به تنهایی با مسائل رو در رو شوید؟
5) توانایی شما در ابراز و بیان احساسات، افکار و برنامههایتان چقدر است؟
آیا میتوانید در صورت نیاز افکار و احساسات خود را به دیگران بیان کنید یا ترجیح میدهید که همه آنها را درون خود نگه دارید؟
6) تا چه اندازه خود را فردی خلاق میدانید؟
آیا در زندگی شخصی و کاری خود از خود خلاقیت بروز میدهید؟ یا فردی هستید که دنبالهروی دیگران است.
7) چقدر در مورد وضعیتهای جدیدی که در زندگی کاری و شخصی با آنها مواجه میشوید، با رویکردی باز استقبال میکنید؟
آیا میتوانید بدون احساس ترس یا شرمندگی چیزهای جدید را تست کنید؟ آیا میتوانید چیزهای جدیدی که دیگران آزارنده میدانند را تست کنید؟
8) چقدر خود را فرد همدلی میدانید؟
آیا میتوانید مسائل را از نقطه نظر دیگران ببینید و خودتان را جای آنها بگذارید؟ آیا به نچه که دیگران میگویند یا احساساتی که بیان میکنند، گوش میدهید؟ آیا قدرت کنار آمدن با افکار و عقاید متفاوت را دارید؟
9) چقدر به درستی عقاید و ارزشهایی که در زندگی دارید، ایمان دارید؟
آیا بر اساس عقاید و ارزشهای خود زندگی میکنید و یا با روبرو شدن با کوچکترین مسئلهای آنها را کنار میگذارید؟ آیا این توانایی را دارید که به عقاید دیگران بدون در نظر گرفتن ارزشهای خود گوش دهید و یا همواره اولویت را به ارزشهای خود میدهید؟
10) تا چه اندازه بر عواطف خود کنترل دارید؟
آیا میتوانید عصبانیت خود را کنترل کنید؟ آیا میتوانید از عواطف و هیجانات خود به درستی استفاده کنید؟ آیا اغلب غیرمنطقی هستید؟

اگر طوری برنامهریزی کنید که بار دیگری که به این سؤالهای پاسخ میدهید، امتیاز ۱ به ۲، ۲ به ۳، و نهایتاً امتیاز ۹ به ۱۰ تبدیل شود، در این صورت، به شکل تدریجی در توسعه شخصی گام برداشتهاید.
«مدرسه روابط عمومی»- مفهوم تغییر یک مفهوم بی معناست، تا زمانی که جهت آن مشخص نشود نمی توان مثبت و منفی بودن آن را مشخص کرد. اما عموما در جامعه تغییر امری مثبت تلقی می شود. در این میان صفت سازنده می تواند تعبیر مثبت تغییر را نشان دهد. ت تغییر سازنده، دریچهای به سوی زندگی بهتر میگشاید.
در حوزه روابط عمومی نیز واژه تغییر جایگاه ویژه خود را دارد. در این نوشتار، گام به گام با شما در مسیر تغییر همراه میشویم تا درکی عمیق تر از نحوه تغییر بدست دهیم:

1. آگاهی: اولین قدم
شناخت مشکل، نقطه آغازین هر تغییری است. این آگاهی میتواند از منابع بیرونی، تجربیات ناخوشایند یا درگیریهای درونی سرچشمه بگیرد. تائید و پذیرش مشکل، گامی اساسی در جلوگیری از بازگشت به عادتهای گذشته است. در روابط عمومی باید ابتدا درک کنیم که چه مشکلی وجود دارد. این مشکل چه ریشه هایی دارند و سپس به دنبال راه حل برای آن مشکل از طریق راهکارهای عقلانی و بر مبنای پژوهش های انجام شده بگردیم.
2. مسئولیتپذیری: موتور محرک تغییر
تا زمانی که فرد مسئولیت مشکل را بر عهده نگیرد، تغییری رخ نخواهد داد. سرزنش دیگران، راهی به پیشرفت نمیگشاید. بعد از شناخت مشکل باید مسئولیت پذیر باشیم و راهکارها را تا انجام تغییر دنبال کنیم.
3. انگیزه: نیروی پیشران
تصور و رویاپردازی در مورد نتیجه مطلوب، انگیزه لازم برای آغاز تغییر را فراهم میکند. تغییر یک الگوی از پیش تعیین شده نیست، بلکه یک امر جاری و وابسته به عناصر تغییر دهنده است. بنابراین در روابط عمومی این موضوع را در نظر داشته باشید که عامل تغییر شما هستید.
4. گامهای عملی: از ایده تا عمل
اولین قدم، هرچند دشوار، آغازی ضروری است. گامهای واقعگرایانه و قابلاندازهگیری، مسیر پیشرفت را هموار میکنند. مشکل تثبیت اندیشه یک مسئول روابط عمومی در اندیشه مدیران موضوع اساسی است. این امر مستلزم زمان است اما با تلاش و دانش می توان به آن رسید. سعی کنید از علم اهرم بسازید تا بتوانید دیگران را به موضوعات مد نظرتان متقاعد کنید.
5. سیستم پشتیبانی: همراهی در مسیر
در مواقعی، خودسازمانی به تنهایی کافی نیست. حمایت و همراهی افراد همتجربه، قدرتی مضاعف به ارمغان میآورد. بنابراین روابط عمومی ها باید پشتیبانی مدیران و مخاطبان را داشته باشند. لذا در این مسیر توجه به افکار عمومی بسیار اهمیت دارد.
6. ارزیابی: گامی برای پیشرفت
توقف گاه به گاه و ارزیابی پیشرفت، تصویری روشن از مسیر طی شده ارائه میدهد.در صورتی که ابزاری برای سنجش تغییر نداشته باشید، هیچگاه نمی توانید گزارش عملکرد ارائه دهید بنابراین در حین اجرای تغییرات به فکر نحوه سنجش و گزارش دادن آن باشید.
7. تنظیم و تعدیل: انعطافپذیری در مسیر
تعدیل و تنظیم برنامه در صورت نیاز، انعطافپذیری لازم برای پیشرفت را فراهم میکند. ما در روابط عمومی هیچ برنامه ای را نداریم که به صورت کامل بتوان آن را اجرا کرد. این انعطاف پذیری و عدم کمال طلبی باعث می شود که به رضایت برسیم.
8. جشن پیروزی: تجلیل از موفقیت
جشن گرفتن هر نقطه عطف، انگیزه و لذت ادامه مسیر را افزایش میدهد. در نهایت باید با گزارش اقدامات انجام شده، جشن پیروزی در تغییر را شادمانی کرد تا انرژی کافی برای اقدامات بعدی داشته باشید.
به خاطر داشته باشیم:
تمرکز بر یک تغییر خاص در هر زمان، موفقیت را تضمین میکند.
تغییر تدریجی و پایدار، ثمربخشتر از تغییر ناگهانی و موقتی است.
با گامهای استوار و ارادهای قوی، مسیر تغییر را به سوی زندگی ایدهآل خود طی کنید.
برای اجرای عملی تغییر می توانید روی کمک ما در مشاوره حساب باز کنید. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- در ارتباطات زوجین، نکاتی ظریف وجود دارد که رعایت آن می تواند طول مدت ارتباط زوجین را افزایش دهد. این موارد در زمره نکات سواد رسانه ای به شمار می روند و مدیران روابط عمومی می توانند این نکات را در اختیار کارکنان خود قرار دهند تا از تبعات مشکلات ازدواج بکاهند. لذا در این یادداشت به برخی از مهمترین این نکات می پردازیم.

۱. اعتماد و احترام متقابل
اعتماد و احترام دو چیز غیرقابل خریداری هستند. آنها با اصالت در یک رابطه رشد میکنند. اعتماد برای احساس راحتی ضروری است. احترام از طریق اعتماد کسب میشود. برای داشتن احترام و اعتماد باید خودتان نیز قابل احترام و اعتماد باشید. لازم به گفتن نیست، شما نمیتوانید آنچه را خودتان ندارید دریافت کنید. عاشق خودتان باشید. به خودتان احترام بگذارید. به خودتان اعتماد کنید و دیگران از شما پیروی خواهند کرد.
۲. شادی
وقتی با لذت خود در ارتباط باشید شخصِ درست در هماهنگی با شما قرار میگیرد. شادی به سادهترین اشکال به روابط راه مییابد. زیباییِ لذت، حالتی ذهنی است و وقتی در کنار شریکی قدم میزنید که شما را خوشحال میکند دنیا شیرینتر میشود. میتوانید بر هر چیزی غلبه کنید. شادی در عشق مهارت دارد. رابطههای عاشقانهی واقعی هیچ برنده یا بازندهای ندارند. آنها فقط زوجهای شادی دارند که بهترینهای یکدیگر را به منصهی ظهور میرسانند.
۳. شوخطبعی و شوخیهای خودمانی
خنده بهترین درمان است. در یک رابطه عشقی یا عاشقانه باید خندهی فراوان داشته باشید. زوجهایی که با هم میخندند با هم میمانند. در دنیای بیرون به اندازهی کافی خشم و استرس وجود دارد. وقتی با کسی هستید که میتواند کاری کند به خودتان بخندید، آزادی دارید. شما لیاقت دارید آزاد و سرخوش باشید. شوخیهای خودمانی، داستانهای مبتذل، بذلهگویی و بازی کردن برای سفر در مسیر عشق واقعی لازم هستند.
«مدرسه روابط عمومی»- اعتیاد یکی از کژکارکردهای جامعه است که تبعات وخیمی را برای فرد و افراد پیرامونش ایجاد می کند. روابط عمومی ها با توجه به اینکه محور اطلاع رسانی در اینگونه مباحث اند، باید نسبت به مساله اعتیاد آگاهی بیشتری داشته باشند. همچنین باید بتوانند با ارائه آگاهی هایی پیش از اعتیاد، کارکنان و مخاطبان درون سازمان را نسبت به مسائل محتلف اعتیاد آگاه کنند.
استیفن کارپمن مشاهده کرد که در دنیای خارج، هفتاد درصد رفتارهای متقابل ما میان یک والد درونی محدود کننده و منفی و یک کودک درونی مطیع یا سرکش که در جست و جوی والدی حمایت کننده است رخ میدهد، سه نقش "قربانی”، "آزارگر” و "منجی” را مطرح کرد.
از آنجا که برای یک رفتار متقابل حداقل دو نقش لازم است، او این سه نقش را به صورت مثلث نشان داد، با فرض اینکه میان این سه رأس ارتباط دائمی وجود دارد. مثال زیر برای درک این مفهوم روشن کننده است:

در نتیجه باید توجه کرد که معتاد نباید رها شود و نباید مورد ضرب و شتم قرار گیرد. درواقع موضوع اعتیاد بسیار پیچیده تر از این موضوع است و اگر شخص در چنین فضایی قرار گیرد، باید یک توجه بلاشرط و بدون زمان به او داده شود تا موضوع به صورت ریشه ای مداوا شود. قطعا روابط عمومی ها در این مسائل نیازمند مشاوره هستند. با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- ارتباط میان دو نفر اگر بر اساس ازدواج باشد یک قرارداد اجتماعی است و اگر یک ارتباط دوستانه باشد نیز یک امر عادی است. بدین معنا که هر رابطه ای قابل شکست و اتمام است. هیچگاه نباید به روابط تقدس داد، چراکه تقدس یافتن آن باعث می شود که دو نفر بخواهند به زور با وجود اختلافات زندگی خفت باری را تجربه کنند. در نتیجه دکتر حسینی ز در مورد این موضوع می نویسد که گاهی باید ارتباط را تمام کرد:
چه زمانی باید یک رابطه را تمام کرد؟

این نکات ارتباطی باید توسط مدیران روابط عمومی به کارکنان داخل سازمان آموزش داده شود. چراکه ممکن است بسیاری از افراد در نتیجه عدم آگاهی نسبت به این اصول ارتباطی، صدمات جبران ناپذیری را تجربه کنند. در مجموعه مدرسه روابط عمومی می توانیم آموزش و مشاوره لازم در این خصوص را به شما ارائه دهیم. لطفا با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- ارتباط موثر یا ارتباطات موثر بدون شک مهمترین موضوع در حوزه علوم ارتباطات است. بنابراین شناخت این حوزه به مسئولان روابط عمومی کمک می کند تا بتوانند عمیق تر به موضوعات نگاه کرده و تاثیرگذاری خود را افزایش دهند.

در این نوشتار به چند اصل در اثربخشی ارتباطات اشاره می کنیم:
اینها چند اصل مهم در ارتباط موثر بودند. ما می توانیم آموزش های بیشتری را در زمینه ارتباط موثر در اختیار مجموعه شما قرار دهیم لذا جهت هماهنگی برای برنامه های آموزشی و مشاوره ای با ما تماس بگیرید.
«مدرسه روابط عمومی»- دکتر حسینی ز در یادداشتی در باب مثبت اندیشی و ویژگی های افراد مثبت اندیش و منفی نگر به این موضوع می پردازد. موضوعی که مبنای بسیاری از اقدامات روابط عمومی در توسعه منابع انسانی یا مخاطبان درون سازمان است.
حسینی ز می نویسد: ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه میگیرد. ضمیر ناخود آگاه نمیتواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم میتواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشهی زیبا و مثبت میتواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشهی منفی و یأسآور میتواند جهنمی در زندگی او خلق کند.انسانها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است. موفقترین انسانها کسانی هستند که توانستهاند در ذهن خود اندیشههای مثبت داشته باشند؛ آنان که میپندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبتنگری را کنار گذاشته و در جنبههای منفی وقایع تمرکز کردهاند.
وی در باب خانواده یادآور می شود: خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده خود را قادر و توانا میدانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانوادههایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند.
او مخاطبان را دعوت می کند: ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
تعریف تفکر مثبت:
شیوهای از فکر کردن است که فرد را قادر میسازد نسبت به رفتارها، نگرشها، احساسها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیرد.
افکار مثبت و منفی:
افکار مثبت، افکاری سازنده، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه مییابند و باعث میشوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست.
در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال میکنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.

ویژگیهای افراد مثبت نگر:
ویژگیهای افراد منفینگر:
گاهی همین معرفی باعث می شود که شخص نگاهی دوباره به رفتار خویش داشته باشد و با این شناخت به اصلاح خود بپردازد. مسائل ارتباطات انسانی جزء مهمترین مسائل در حوزه روابط عمومی هستند و مدیران روابط عمومی باید برنامه ویژه آموزشی برای کارکنان در این خصوص داشته باشند. ما می توانیم با برگزاری جلسات مشاوره و آموزش کارکنان در توسعه مثبت اندیشی و ارتباطات سازمان با شما همکاری کنیم. شما می توانید با ما در تماس باشید.